بسته
(0) کالا
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
دسته بندی محصولات زِیتونِت
    فیلترها
    Preferences
    جستجو
    خبرخوان

    وبلاگ

    0 به چه دلایلی روستاییان به شهرها مهاجرت می کنند؟ (بررسی کوتاه علل مهاجرت روستاییان به شهرها)

    مهاجرت، در كنار مرگ و میر و باروری یکی از سه مؤلفه ی اصلی اثرگذار بر رشد جمعیت های انسانی است.علاوه بر آن، مهاجرت یکی از مهمترین منابع تأمین نیروی انسانی لازم برای بازارهای کار و توسعه ی اقتصاد ملی و محلی است. از این رو شناخت هرچه بیشتر و جامع تر مهاجرت یک ضرورت مطلق در تحقیقات علمی یا برنامه ریزی های كاربردی میباشد و همچنین تلاش به منظور ایجاد رفاه، ارتقاء معیشت و دستیابی به زندگی بهتر از جمله اهداف اجتماعی بشر به منظور ماندگاری در كلیه عرصه های سکونتگاهی میباشد.

    از این رو افراد در راستای فرار از مشکلات و تنگناهای موجود درمحلِ سکونت خویش و همچنین برخورداری از خوشبختی و آنچه كه حق طبیعی انسان برای ادامه زندگی قلمداد میگردد؛ به فضای سکونتگاهی دیگر مهاجرت میکنند. در راستای این روند جمعیتی، روستائیان به منظور استفاده از امکانات معیشتی-رفاهی و نیز در جهت یافتن شغل و ایجاد درآمد مكفی، به سمت شهرها و دیگر مراكز اقامتگاهی كشور مهاجرت میکنند.

    [لینک مرتبطنقش صنایع دستی در توسعه فرهنگی]

     

    در این مسیرِ حركت، عموماً افراد روستایی تمایل دارند به سمت مراكزی رهسپار شوند كه علاوه بر رفع نیازمندیهای اقتصادی - اجتماعی آنان؛ این فضا ی جدید بتواند جوابگو ی احساسات و ادراكات فرهنگی - هویتی آنها نیز باشد.

    حركت، جابه جایی و مهاجرت انسانها از یک نقطه سکونتگاهی به نقطه ی دیگر تاریخی برابر با عمر بشر دارد. به گونه ای كه انسانهای اولیه حركت را فرصتی جهت به دست آوردن آذوقه و نیازمندی های حیاتی خویش میدانستند. به عبارت دیگر تلاش برای ادامه بقا و جستجوی شرایط زیست مساعدتر؛ بشر را وادار به ترك زادگاه خود و كوچ به سمت مناطقی می نمود كه از شرایط محیطی ، اقتصادی و اجتماعی بهتری جهت گذران زندگی و رفع نیازهای حیاتی وی برخوردار بودند.

    بدین منوال با پیچیده تر شدن اوضاع معیشتی و كیفیت زندگی در جوامع بشری؛ افراد وگروه های انسانی به تبعیت از فرآیند تفکرگرایی و رشد فن آوری های تسهیل کننده زندگی به ویژه در دهه های اخیر، تمایل فراوانی برای ترک اقامتگاه خویش و مهاجرت به دیگر كانون های سکونتگاهی از خود نشان داده اند.

    در این میان، روستائیان به عنوان فقیرترین اقشار جامعه به ویژه در كشورهای درحال توسعه كه به دلیل شرایط سیاسی، اقتصادی- اجتماعی و همچنین وجود نابرابری های فضایی حاكم بر عرصه های سکونتگاهی، سالیان متمادی با فقر و مشکلات زیست -معیشتی روبه رو بوده اند، با رشد فزاینده ارتباطات و مناسبات روستایی- شهری در این گونه كشورها؛ با مقایسه وضعیت زندگی خود با دیگر افراد جامعه) به ویژه گروه های شهرنشین (در تلاش به منظور تغییر این وضعیت ناخوشایند و همچنین كسب رفاه بیشتر رهسپار شهرها و دیگر مراكز جمعیتی می شوند. كشور ایران به مانند دیگر جوامع درحال توسعه از این روند مهاجرتی روستا- شهری دور نبوده است. به نحوی كه اجرای اصلاحات ارضی و تبدیل نفت به مهمترین منبع مازاد اقتصادی در سطح ملی و همچنین كاهش نقش كشاورزی در تولید داخلی و صادرات، موجب برهم خوردن رابطه متعادل شهر و روستا شد و شهرها به مکانی برای تمركز مازاد اقتصادی ملی، گسترش زیرساختهای صنعتی - مالی و مراكز اصلی اشتغالِ نیروی كار دستمزدی به خصوص برای روستائیان تبدیل شدند.

    ♦ علل مهاجرت روستاییان به شهرها

    مهاجرت از روستا به شهر دلایل متفاوتی دارد. اصولا افراد نظام های شخصیتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی متفاوتی دارند و این تفاوتها منشأ رفتارهای متفاوت در افراد است. مهاجرت نیز رفتاری اجتماعی است كه متأثر از ویژگی های ذكر شده است و از فردی به فرد دیگر و از جامعه ای به جامعة دیگر تفاوت می یابد. در بررسی های مختلف داخلی و خارجی، دلایل مهاجرت (مخصوصاً مهاجرت روستا به شهر) تبین شده است.

    در ایران مركز آمار درباره علل مهاجرت بررسی كرده و علل مهاجرت 534 مهاجر(كه سهم مهاجران روستا به شهر چشمگیر بوده) را در موارد زیر خلاصه كرده است: انتقال (%7)، كار دیگر یا بهتر(%11)، جستجوی كار(%6)، تحصیل(3.5%)، استفاده از تسهیلات و امکانات(%9)، ازدواج (10%)، تبعیت از خانوار(%45)، و سایر(8.5%).

     

    ♦ عوامل موثر بر مهاجرت:

    1) عوامل مربوط به نیروی جاذبه شهرها:

    این عوامل ممکن است اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگ و زرق و برق شهری باشد كه در وهله اول جوانان روستایی را به سوی خود جذب می كند.

    2) عوامل مربوط به دافعه روستاها:

    این عوامل نیز مانند سدی در برابر جوان روستایی می باشد؛ بیکاری، كمبود درآمد، نبود امکانات تفریحی و ... همه در دفع جوان از روستا مؤثر است.

    فرصتهای مطلوب جهت دستیابی به آموزشهای تخصصی و حرفه ای چون تحصیل در مراكز آموزشی را در برمی گیرد كه عمدتاً در شهرها متمركزند و پاره ای از عوامل فشار یا دفع نیز سبب جدایی جمعیت از روستاها و جذب آن ها به شهرها می گردد عواملی چون:

    1) كاهش منابع مالی و عدم توجه به بخش كشاورزی

    2) مکانیزه شدن فعالیت های كشاورزی و ایجاد محدودیت های شغلی در بخش كشاورزی

    3) نبود بستر مناسب جهت رشد خلاقیت های فردی، رشد شخصیت، ازدواج و اشتغال

    4) بروز حوادث طبیعی مستمر چون سیل و خشکسالی ها

    5) وجود روابط ناعالانه و تبعیض آمیز از مهم ترین دلایلی است كه مانع از ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی محسوب می شود.

    عده ای دیگر مهاجرت را ارمغان فقر در مناطق روستایی می دانند. در این خصوص مؤنث سازی و سالخورده سازی از پیامدهای مهاجرت های روستا_ شهر است، اما شاید مهاجرت برای كسب زندگی مهمترین دلیل برای مهاجرت های روستا _شهری است و پیش بینی می شود همچنان ادامه داشته باشد. فرضیه زرق و برق شهری معتقد به كشش جوانان روستایی در اثر تبلیغات رسانه های گروهی و داستان های مهاجران پیشین نسبت به الگوهای تفریحی و سبک زندگی شهری است و همچنین عوامل غیراقتصادی همچون دسترسی به خدمات آموزشی، درمانی و زیربنایی، ترك هنجارهای سنتی روستا و آزادی تحرك اجتماعی زرق و برق شهری در مهاجرت های روستا_شهری جوانان نقشی بارز دارد.

    و به طور كلی می توان پذیرفت كه در كنار عوامل عینی و اقتصادی، عوامل ذهنی و اجتماعی فرهنگی نیز در تصمیم گیری فرد مهاجر تأثیر دارد.از عوامل دیگر می توان به رسانه ها اشاره كرد. رسانه بتدریج پیوند انسان با اشیاء، زمان و مکان را قطع می كنند و این قطع خاطرات، هویت انسانها را كمرنگ می كند و باعث می شود كه انسانها قبل از آنکه به صورت فیزیکی مهاجرت كنند، فکری و ذهنی مهاجرت كرده باشند.

    [لینک مرتبط: اثرات توسعه گردشگری روستایی گیلان ( با محوریت روستاهای رودبار) جایی که زیتونت در آن مستقر است]

     

    ♦ انواع مهاجرت:

    مهاجرت از لحاظ زمان به دو بخش ذیل تقسیم می شود:

    الف-مهاجرت دایمی: این نوع مهاجرت برای همیشه است و برگشت مهاجرین به مکان اولی بسیار كم اتفاق می افتد.

    ب- مهاجرت فصلی: اكثر دهقانین جوان بخصوص ساكنین مجاور شهرها در فصل های غیر زراعتی برای یافتن كار و اشتغال بخشی از سال را به شهرها مهاجرت می نمایند و با شروع شدن كار و فعالیت زراعتی دوباره به مناطق اصلی شان بر می گردد.

    مهاجرت از لحاظ مکان نیز به دو بخش تقسیم می شود:

    الف: مهاجرت خارجی، بین كشورها صورت میگیرد که دو نوع است: 1) مهاجرت اختیاری 2) مهاجرت اجباری

    ب: مهاجرت داخلی: مهاجرت داخلی جابه جایی بین نواحی داخلی یک كشور است، و خود سه نوع است: 1) مهاجرت روستا به شهر 2) مهاجرت شهر به روستا 3) مهاجرت روزانه، مهاجرت فصلی.

    ♦ نظریه های مختلف در مورد مهاجرت از روستا به شهر:

    الف:نطریه كاركردگرایی

    ب:نظریه جذب و دفع راونشتاین 

    پ:مدل دو بخشی آرتور لوییس

    ت:نظریه عوامل میانی اورت.اس ،لی

    ث:نظریه مهاجرتی مایکل تودارو

    نخستین تبیین نظری درباره قانونمندی های مهاجرت توسط (ارنست جورج راونشتاین) تحت عنوان قوانین مهاجرت مطرح شد وی برای اولین بار استدلال کرد که مهاجرت اتفاقی نیست بلکه قوانین خاص برآن حاکم است قوانین مورد نظر راونشتاین ذیل هفت مورد زیر است:

     

    1) مهاجرت و مسافت: اكثر مهاجران فواصل كوتاه را طی میكنند و با طولانی ترشدن فاصله بین مبدا و مقصد دو گرایش ضمنی در مهاجران پدید می آید:

    الف: استقرار در نقاط شهری بویژه شهرهای بزرگ

    ب: مهاجرت به سوی قطب های صنعتی تجاری

    2) مهاجرت مرحله ای: مهاجرت از روستا به شهرهای نزدیکتر و كوچکتر و سپس به شهرهای بزرگ صورت میگیرد

    3) جریان و ضد جریان: همانطور كه مهاجرت بیشتر از نقاط روستایی به شهرصورت می گیرد، یک جریان وارونه ای نیز از نقاط شهری به روستایی وجود دارد كه به همین دلیل مجموع مهاجرت های انجام گرفته بین این نقاط همواره بیش از موازنه مهاجرتی بین آن نقاط است.

    4) اختلاف روستا-شهری در تمایل به مهاجرت: در این قانون اهالی شهر نسبت به اهالی نواحی روستایی كمتر اقدام به مهاجرت میكنند. از این رو در مهاجرت های داخلی خالص مهاجرت روستا به شهر بیشتر است.

    5) ارتباطات و تکنولوژی و تاثیر آن بر مهاجرت: هرچه ارتباطات و تکنولوژی گسترش یابد مهاجرت افزایش می یابد.

    6) غلبه انگیزه اقتصادی: با درنظر گرفتن سایر عوامل، عامل اقتصادی مهمترین برانگیزنده مهاجرتهاست.

    7) در جایی كه مسافت كوتاه باشد، مهاجرت زنان بیشتر است.

    [لینک مرتبطاکوتوریسم چیست، تعاریفی از اکوتوریسم، سابقه اکوتوریسم و اهمیت آن]

     

    ◊ شش راهکار مقابله با مهاجرت های روستا به شهر: 

    مقاله ای كه با عنوان شهرنشینی، بیکاری، و مهاجرت در آفریقا: نظریه و سیاست در سال 1997 توسط مایکل توداروانجام شده است، شش عنصر كلیدی را كه اجماع اكثر اقتصاددانان در مورد استرتژی اشتغال و مهاجرت است را شرح داده است.

    1) ایجاد تعادل اقتصادی روستا به شهر مناسب است.

    یک توازن مناسب بین فرصت های اقتصادی و غیر اقتصادی شهری و روستایی جهت بهتر كردن مشکلات بیکاری شهری و روستایی و جهت كاهش سرعت مهاجرت از روستا به شهر ضروری است. فشار اصلی این فعالیت باید توسعه یکپارچه بخش روستایی، گسترش صنایع در مقیاس كوچک در سراسر حومه شهر، و جهت گیری مجدد فعالیتهای اقتصادی و سرمایه گذاری اجتماعی جهت بهتر كردن مناطق روستایی باشد.

    2) توسعه در مقیاس كوچک صنایع كاربر

    ادغام یا تركیب محصولات خروجی تأثیرات آشکاری روی ایجاد فرصتهای اشتغال دارد به دلیل اینکه بعضی محصولات(اغلب كالاهای مصرفی اساسی) به نیروی كار بیشتری به ازای هر واحد خروجی و واحد سرمایه نیاز دارند. توسعه صنایع كاربردر دو مناطق شهری وروستایی می تواند به دو روش انجام بگیرد: به طور مستقیم، از طریق سرمایه گذاری دولتی و مشوق ها، به خصوص برای فعالیتها در بخش غیر رسمی شهری و به طور غیرمستقیم، از طریق توزیع مجدد درآمد به فقیران روستا 

    3) رفع و از بین بردن انحراف قیمت عوامل

    شواهد كافی وجود دارد كه نشان می دهد درست كردن انحراف قیمت عوامل در درجه اول به وسیله حذف یارانه های سرمایه های مختلف و محدود كردن رشد دستمزدهای شهری از طریق قیمت گذاری مبتنی بر بازار، فرصتهای اشتغال را افزایش خواهد داد و باعث می شود ما از منابع سرمایه ای كمیاب به نحو بهتری استفاده كنیم.

    4) انتخاب مناسب فن آوری های كاربر در تولید 

    یکی از عوامل اصلی مهار موفقیت هر برنامه بلند مدت ملتهای آفریقایی برای ایجاد اشتغال در صنایع شهری و كشاورزی روستایی این است كه از لحاظ تکنولوژی به واردات ماشین آلات و تجهیزات كشورهای توسعه یافته وابسته هستند. باید جهت كاهش این وابستگی به وسیله تحقیقات تکنولوژیک در حال توسعه و ظرفیتهای انطباق در كشورشان به عنوان یک تعاونی تلاش كنند و تلاش هماهنگ منطقه ای داشته باشند. چنین تلاشهایی ممکن است اولین بار با توسعه در مقیاس كوچک، روشهای كاربراز راه انجمن نیازهای بنیادی روستایی، از جمله جاده ها، آبیاری و سیستم های زهکشی وخدمات آموزشی در ارتباط باشد.

    5) اصلاح ارتباط مستقیم بین تحصیلات و اشتغال

    افزایش بیکاران تحصیل كرده در آفریقا موجب گسترش كمی سیستم های آموزشی در سطح بالا شده است. آموزش رسمی مثل یک تونل شده است كه همه كارمندان آینده باید از آن عبور كنند. از آنجایی كه كارمندان مدرن كارایی كمتری از اشخاصی دارند كه تونل آموزشی را ترك كرده اند، بنابراین امتداد طول تونل و سخت بودن خارج شدن از آن ضروری می باشد.

    6) كاهش رشد جمعیت از طریق كاهش در فقر مطلق و نابرابری، به خصوص برای زنان، همراه با ارائه برنامه های تنظیم خانواده و خدمات بهداشتی و درمانی روستایی

     

    ◊ بر ای جلوگیری از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها در ایران راهکارها ی ز یر قابل عرضه است:

    1) درک نسل جوان جوامع روستایی و سوق دادن تسهیلات و امکانات روستایی در جهت انتظارات این نسل

    2) ایجاد اشتغال در جوامع روستایی از طریق كارهای جنبی غیر كشاورزی

    3) بالا بردن تسهیلات آموزشی در جوامع روستایی

    4) بالا بردن امنیت روستاها از طریق كاهش اختلافات محلی

    5) ارائه تسهیلات بیشتر برای روستاییان در جهت به كارگیری زمین های بایر

    6) ایجاد سد یا چاه های عمیق در روستاها برای تأمین آب مورد نیاز برای كشاورز

    7) كاستن از جاذبه مشاغل كاذب شهری

    8) ایجاد محدودیت هایی در جوامع شهری برای اسکان افراد در حاشیه شهرها

    9) ایجاد نهادی بر ای سازماندهی جر یان های مهاجرت كاری كه در اكثر كشورها به خصوص در چین تجربه شده است.   

    نمونه های بارزی از شرایط نامناسب حاصل از جابه جایی های بدون برنامه جمعیت بخصوص از مناطق روستایی به مناطق شهری که آثار ناهنجار زیر را به همراه داشته است:

    - نتایج جمعیتی، که به بر هم زدن نسبت جنسی و سنی در مناطق شهری و روستایی منجر شده است

    - نتایج اقتصادی، كه به از دست دادن سرمایه انسانی روستا و به شیوع اقتصاد بیمار در مناطق روستایی انجامیده است.

    - نتایج اجتماعی و فرهنگی، كه مشکل كنترل سنتی خانواده در نسل جوان و تقابل بین سنت و مدرنیسم را در پی داشته است.

    - نتایج سیاسی، كه به فرار مغزهای روستایی و بر هم خوردن هرم قدرت در روستا منجر شده و بدین ترتیب شکل گیری هرم قدرت كه می توانست به وسیله نخبگان روستایی شکل گیرد از بین رفته است.

    نتیجه گیری

    پدیده مهاجرت هم در مقصد هم در مبدا مشکلاتی را به دنبال خواهد داشت كه از جمله آنها عبارتند از: تقلیل جمعیت روستاها، تخلیه نیروی كار فعال و كاركن و مستعد روستاها، برهم زدن تركیب جمعیت روستایی، دگرگونی قشربندی روستاها، فروپاشی تدریجی كشاورزی روستایی، رویکرد كشاورزی دهقانی به كشاورزی تجاری و دگرگونی تدریجی چهره طبیعی روستاها و ... همچنین باعث بهم خوردن برنامه ریزی های سیاسی كشور میشود. و دولتها میتوانند با برقراری امنیت روستاییان از نظر اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و... مانع مهاجرت روستاییان شوند.  

    هر هفته تعداد زیادی از گردشگران استانگیلان، خانه های روستایی زیتونت را آنلاین اجاره و رزرو می کنند و از گردشگری روستایی گیلان لذت می برند. شما می توانید با کلیک بر روی تصویر زیر، خانه روستایی خودتان را آنلاین رزرو کنید.

    اجاره کلبه جنگلی از طریق زیتونت

    0 اگریتوریسم راهکاری در راستای توسعه ی پایداری اکولوژیکی (گردشگری روستایی و گردشگری کشاورزی) | بخش اول

    اگریتوریسم به عنوان زیر مجموعه ای از گردشگری روستایی و الگوی فضایی گردش در محیط های کشاورزی امروزه مورد توجه ی بسیاری از کشورهای جهان میباشد. اگریتوریسم یک محرک اقتصادی میباشد که با توسعه ی پایدار هماهنگ است و بین دو صنعت قوی و با سابقه ی کشاورزی و توریسم پیوند برقرار میکندو به عنوان یک پدیده ی اثرگذار بر فرآیند توسعه ی روستایی از جنبه های مختلف پایداری از جمله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، اکولوژیکی و سیاسی، اثرات شگرفی بر حیات روستایی و محیط زیست می گذارد.

    در سال های کنونی، توسعه ی پایدار به عنوان روشی نو مطرح شده تا جوامع بتوانند بدان وسیله درباره ی سطح زندگی، عدالت اجتماعی و حفظ منابع بیندیشند. بخصوص بحث " پایداری اکولوژیکی"، با تسلط انسان بر کره ی خاکی و محیط زیست که باعث شد محیط زیست و اکولوژی را به سوی عدم تعادلی جبران ناپذیر سوق دهد، سرلوحه ی سیاستگذاری های دولتها قرار گرفت. شهرنشینی و تراکم شهرها باعث نیاز به فراغت بیشتر در محیط های بیرون شهر مخصوصاً روستاها در انسانها بوجود آورد و تقاضا برای مواد غذایی افزایش یافت. پاسخگویی سریع به این نیازها بدون توجه به ابعاد مختلف توسعه ی پایدار و اولویت قرار دادن "بعد اقتصادی" بدون توجه به ابعاد و ارزش های دیگر پایداری، هم سلامت غذایی انسانها و هم محیط زیست را تحت تأثیر قرار داده است. "پایداری اکولوژیکی (بوم شناسی)، تضمین کننده ی آن است که توسعه با حفظ فرآیندهای اساسی زیست محیطی، تنوع منابع و گونه های زیستی سازگار باشد.

    با توجه به اینکه اگریتوریسم زیرمجموعه ای از مجموعه ی گسترده ی گردشگری می باشد تصمیم گرفتیم در زیتونت به تاریخچه ی اجمالی در مورد " گردشگری و محیط زیست"بپردازیم.

    در دهه 1970، همزمان با توسعه گردشگری بین المللی پرسش هایی درباره اثرات زیست محیطی گردشگری در جوامع میزبان مطرح شد و اهمیت موضوع مورد توجه سازمان های جهانی قرار گرفت. در سال 1997 سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه گروه ویژه ای را مأمور بررسی ارتباط بین گردشگری و محیطزیست نمود. در دهه 1980، گسترش گردشگری انبوه به عنوان ابزاری برای توسعه ی اقتصادی قلمداد شد. در ژوییه 1992، نمایندگان بیش از 170 کشور در شهر ریو دوژانیرو در کشور برزیل در کنفرانس سازمان محیط زیست و توسعه شرکت کردند.

    شرکت کنندگان در کنفرانس، توسعه پایدار جهان را مناسب ترین اقدام برای هماهنگی بین توسعه اقتصادی و حفاظت محیطی اعلام کردند و در بیانیه مصوب، بر ضرورت تلفیق حفاظت محیطی در سیاستها و فرآیندهای توسعه پایدار تأکید نمودند.  در طول دهه 1990، در هر دو سطح محلی و جهانی توجه بیشتری به محیطزیست معطوف شد و موضوعات و مسائل زیست محیطی مرتبط با گردشگری به جراید و نشریات کشیده شد. در اولین دهه قرن بیست و یکم، همزمان با آگاه تر شدن جوامع نسبت به شکنندگی و آسیب پذیری طبیعت، ارتباط بین گردشگری و محیط زیست به طور جدی تری مورد توجه قرار گرفته است و در حال حاضر دوراندیشان و مصلحان اجتماعی به ویژه دانشگاهیان بر آگاه سازی جوامع  در مورد ضرورت مهار کردن صنعت گردشگری و مدیریت علمی آن تأکید خاص می نمایند.

    اما پژوهش درباره ی اثرات زیست محیطی گردشگری از دهه 1960 میلادی آغاز شد و در اواسط دهه 1970 به اوج خود رسید. در این زمان بود که بودوسکی در 1976، کرینپدورف در 1977 و کوهن در 1987 در پژوهش های خود به طور توأمان به گردشگری و محیط زیست پرداختند. بودوسکی به وضعیت در مورد رابطه گردشگری با محیط زیست اشاره میکند: تعارض، وجود توأمان وهمزیستی.

     وی معتقد بود در حالت اول این دو فعالیت با یکدیگر در تضاد و تعارض قرار دارند. در حالت دوم هر یک به موجودیت خود ادامه می دهد و در حالت سوم، رابطه این دو به صورت همزیستی تداوم می یابد. بودوسکی معتقد بود که رابطه گردشگری و محیط زیست در حالت دوم قرار دارد و به سمت حالت اول، یعنی تضاد و تعارض پیش می رود. کریپندورف از اولین کسانی بود که برای اصلاح رابطه گردشگری و محیطزیست و به حداقل رساندن اثرات منفی آن، بر اهمیت برنامه ریزی در توسعه گردشگری تأکید ورزید. کوهن نیز بین توسعه به منظور اصلاح و بهینه سازی از یک سو و توسعه مبتذل و نامطلوب گردشگری مدرن که موجد خسارات غیر قابل جبران به محیط زیست است، قایل به تفکیک شد.

    تحقیق درباره اثرات اکولوژیکی گردشگری در دهه 1980 ادامه یافت و از آن زمان تاکنون توجه به آثار زیست محیطی گردشگری رو به فزونی نهاده است. بسیاری از محققان بر ضرورت ارزیابی اثرات گردشگری بر محیط زیست تأکید کرده اند، از جمله پیرس در سال 1985، چارچوبی برای مطالعه گردشگری و استرس های وارده بر محیط عرضه کرد و نیوسام و همکاران در سال 2002 به مجموعه ای از اثرات زیست محیطی، سر منشأ آن اثرات، و مکان هایی که اثرات مزبور رخ میدهد اشاره کرده اند.

    گردشگری روستایی و اگریتوریسم

    گردشگری در جهان امروز یک صنعت بزرگ و یکی از ارکان توسعه پایدار محسوب و معرفی میشود و به موهبت طبیعت و میراث جامعه وابسته است که این منابع را به عنوان بخشی از محصول عرضه میکند و در این منابع با سایر کاربران از جمله ساکنان محل سهیم است.

    مناظر بومی، فرهنگی، طبیعی و مانند آنها همواره بستر مناسبی را برای حضور گردشگران فراهم می آورند. توریسم اشکال مختلفی دارد که اکنون شکلی نوین از توریسم با عنوان توریسم روستایی، با هدف توسعه پایدار جوامع محلی در نواحی روستایی، بعنوان ابزاری جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی و یکی از مهمترین مشاغل مدرن در مناطق روستایی تجسم یافته است که با تأثیرگذاری در سه بعد پایداری اقتصادی، اجتماعی و محیطی ضمن جلب مشارکت جامعه محلی در توسعه اقتصاد ملی با پتانسیل حفظ و حمایت از منابع طبیعی و محیط زیست باعث پایداری محیطی میشود.

    اساس توریسم روستایی، ترکیب محیط زیست روستایی، فعالیت های مزرعه و فرهنگ های خاص موجود در روستا به منظور فراهم نمودن گردشگری و تنوع برای گردشگران و ایجاد فرصتی برای افراد محلی در جهت کسب درآمد بیشتر، ایجاد اشتغال، آشنایی با فرهنگ های مختلف، ایجاد ارتباط با افراد روستایی و ایجاد این فرصت ها بدون تخریب محیط زیست طبیعی مد نظراست.

    اگریتوریسم (توریسم کشاورزی) بخشی از گردشگری روستایی است که وابسته به محیط  روستایی، کشاورزان و دامداران محلی میباشد. و از ارکان اصلی آن، زمین کشاورزی است.

    اساس اگریتوریسم، در جهت حفظ و نگهداری از منابع طبیعی و گونههای کشاورزی، ارزش دهی به انواع محصولات کشاورزی، حفظ ارزش های معنوی روستاها، ایجاد فرصت های اقتصادی و افلزایش درآمدخانوارهای روستایی، در نتیجه کاهش مهاجرت و فرآیند شهرنشینی می باشد. اگریتوریسم شاخه ای از صنعت توریسم است که بدون سرمایه گذاری سنگین و موادخام، با برنامه ریزی های صحیح باعث افزایش درآمد نه در سطح محلی بلکه درسطح کشور میشود.

     در اقتصاد، کمتر بخش هایی هستند که همچون جهانگردی بتوانند با هزینه کم، ارزش افزوده بسیار پدید آورند.

    اگریتوریسم یک محرک اقتصادی میباشد که با توسعه پایدار هماهنگ است و مفاهیم گسترده ای مانند: اقامت در مزرعه، بازدیدهای آموزشی، مشاهده جلوه های فرهنگی محیط، فعالیت های تفریحی، فروش محصولات کشاورزی، ارائه تولیدات بومی و کشاورزی، صنایع دستی و خوراک، جشن های مزرعه و ... را شامل می شود.

     اگریتوریسم پیوند بین دو صنعت قوی و باسابقه کشاورزی و توریسم میباشد و نوعی کسب وکار ارتقاء مزارع کشاورزی به مقاصد گردشگری با هدف یادگیری و بازگشت به ارزش های انسانی است.

    مفهوم توریسم کشاورزی انبساط مستقیمی از توریسم محیطی اکوتوریسم است.

     

    [لینک مرتبط: اکوتوریسم یا بوم گردی چیست؟]

     

     که بازدیدکنندگان را برای تجربه کردن ویژگی های زندگی کشاورزی تشویق میکند. موفقیت صنعت توریسم کشاورزی را تنها میتوان موقعی تصور کرد که حمایت قوی جوامع روستایی را همراه داشته باشد.

     از اگریتوریسم میتوان به عنوان ابزاری برای حمایت از محیط زیست، فرهنگ روستایی، اشتغالزایی، افزایش درآمد و ارتقاء سطح زندگی ساکنان این مناطق وحفظ بافت سنتی روستا استفاده کرد.

    معمولا گردشگری راه حل بسیاری از مشکلاتی است که کشاورزان سراسر جهان با آن روبرو هستند.

    اجاره روزانه خانه روستایی

    0 شناسایی پتانسیل های توسعه گردشگری کشاورزی در شهرستان رودبار با محوریت محصول زیتون

    امروزه گردشگری کشاورزی به عنوان راهکاری مناسب برای توسعه ی جوامع روستایی و کاهش مشکلات آنها به شمار می رود. گردشگری کشاورزی بخشی از فعالیتهای گردشگری روستایی محسوب میشود که در آن باغها و مزارع کشاورزی عنصر اصلی و جدایی ناپذیر فعالیت های گردشگران است.

    برای رسیدن به توسعه در زمینه ی گردشگری کشاورزی، بررسی و شناسایی قابلیتها و پتانسیل های یک منطقه ضروری است تا آن را زیربنای برنامه ریزی های توسعه گردشگری آن منطقه قرار دهند. شهرستان رودبار جنوبی ترین شهرستان استان گیلان میباشد و با توجه به داشتن اقلیمی متفاوت نسبت به سایر شهرستانهای استان گیلان، از دیرباز رویشگاه محصول زیتون بوده و اقتصاد بسیاری از خانوارهای این شهرستان به کشت زیتون وابسته است.

    شهرستان رودبار از اصلی ترین قطب های تولید محصول زیتون در کشور محسوب میگردد. در این مقاله زیتونت به پتانسیل های توسعه ی گردشگری کشاورزی در شهرستان رودبار پرداخته شده است و طی آن مشخص خواهیم کرد که شهرستان رودبار از پتانسیل های کشاورزی، جغرافیایی و طبیعی، انسانی و فرهنگی و پتانسیل صنایع وابسته محصولات کشاورزی برخوردار است.

    طبق گزارش سازمان جهانی گردشگری توسعه ی گردشگری به ویژه در کشور های کمتر توسعه یافته عامل موثری در مقابله با فقر است و موجب افزایش در آمد قشر های مختلف، کاهش بیکاری و رونق اقتصادی و در نتیجه بهبود کیفیت زندگی مردم و افزایش رفاه اجتماعی میشود.

    هر منطقه با توجه به پتانسیل ها و امکانات موجود خود میتواند از طرق مختلف در محور توسعه قرار گیرد و با توسعه در یک بخش، زمینه ی توسعه ی سایر بخش ها را نیز فراهم سازد. با توجه به هدف عمده ی گردشگری که تولید درآمد و جذب سرمایه برای منطقه است، نقش راهبردی و کلیدی گردشگری در توسعه ی منطقه ای نمایان میگردد.

    گردشگری کشاورزی از جمله راهبردهایی است که در چند دهه ی اخیر برای متنوع ساختن اقتصاد روستایی و توسعه ی پایدار روستایی مطرح شده است. اکثر کشورهای جهان این نوع گردشگری را به عنوان راهبردی نوین برای توسعه ی اجتماعی اقتصادی احیا و بازسازی نواحی روستایی مد نظر قرار داده اند.

     این امر به ویژه در کشورها و مناطقی که گزینه های محدودی برای توسعه دارند بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

    واژه ی گردشگری کشاورزی یا اگریتوریسم برای نخستین باز در اواخر قرن بیستم میلادی در کشور لهستان و پژوهش های جهان نمود پیدا کرد. این واژه از ترکیب دو واژه ی کشاورزی و گردشگری تشکیل شده است. ماهیت فعالیت گردشگری نیز به فعالیت تفریحی دور از مکان زندگی معمولی با توجه به نیاز انسان به تفریح، سرگرمی، بینش و فعالیت های ورزشی مربوط می شود.

    گردشگری کشاورزی به فراهم نمودن فرصت های گردشگری در فعالیتهای کشاورزی اشاره دارد. گردشگری کشاورزی معمولا در مزارع و کشتزارهایی اتفاق میافتد که در مناطق روستایی جذاب واقع شده اند و در کنار محیط های کاری، موقعیت های جذابی برای مردمان شهرنشین هم فراهم مینمایند و از این طریق ایجاد درآمد میکنند و یا ارزش افزوده ای را برای کشاورز ایجاد می نمایند.

     گردشگری کشاورزی به عنوان یک شرکت جایگزین و مجموعه ای از فعالیت ها از طریق پیوند سفر افراد به محصولات، خدمات و تجارب کشاورزی است و فعالیت هایی چون اقامت و مهمانپذیری که توسط کشاورزان انجام میشود و طی آن گردشگران می توانند از مزارع استفاده کرده و در فعالیتهای کشت، جنگلداری و پرورش حیوانات مشارکت داشته باشند را در برمیگیرد.

    برخی محققان نیز گردشگری کشاورزی را شاخه ای از گردشگری روستایی می دانند که برای گردشگران و بازدیدکنندگان یک روزه، فرصت مشارکت در مزارع و تجربه ی معیشت مبتنی بر مزرعه را فراهم میکند. به طور کلی، گردشگری کشاورزی به ابعادی از کشاورزی و گردشگری اشاره دارد که بازدید از مزارع یا نواحی روستایی را با هدف تفریح و سرگرمی، آموزش و یا مشارکت فعال در فعالیتهای تولید کشاورزی و زندگی در مزرعه تشویق می کنند.

    واین نوع گردشگری تجربه گردشگری مزرعه - محور را برای بازدیدکنندگانی که به دنبال مهمان نوازی سنتی روستایی و دسترسی به طبیعت، گشت و گذار و تجارب فرهنگی هستند، فراهم می آورد و از طرف دیگر به کشاورزان کمک میکند تا پویایی و دوام کشاورزی را حفظ نمایند و اقتصاد خود را تنوع ببخشند.

    محصول زیتون محصول اصلی کشاورزی شهرستان رودبار میباشد و باغات زیتون در سطح شهر و سایر شهرها و روستاهای این شهرستان به چشم میخورد. همچنین محصولات جانبی زیتون نیز مانند روغن زیتون، صابون زیتون و روغن زیتون مالشی نیز در شهرستان تولید میشود.

    با توجه به این که گردشگری کشاورزی برای مناطقی که گزینه های محدودی برای توسعه دارند می تواند انتخاب مناسبی جهت توسعه محسوب شود، مسئله ی پیش روی این پژوهش شناسایی دقیق توانمندی ها و پتانسیل های موجود جهت توسعه ی گردشگری کشاورزی در شهرستان رودبار با مد نظر قرار دادن محصول زیتون به عنوان محصول اصلی این شهرستان میباشد.

    شهرستان رودبار با وسعت 2517 کیلومتر مربع وسیع ترین شهرستان استان گیلان است.

    شهرستان رودبار به چهار بخش شامل بخشهای مرکزی، بره سر، توتکابن و جیرنده تقسیم میشود. بخش مرکزی دارای چهار شهر رودبار، منجیل، رستم آباد و لوشان است. این شهرستان ده دهستان به نام های خورگام، دلفک، بلوکات، دشتویل، رحمت آباد، جیرنده، کلیشم، رستم آباد شمالی، رستم آباد جنوبی و کلشتر دارد. شهرستان رودبار در کرانه سفیدرود و در منطقه ای کوهستانی قرار گرفته است و آب و هوای آن تحت تأثیر هوای خشک و نیمه خشک ناحیه مرکزی قرار دارد از نظر آب و هوایی این منطقه بویژه شهر رودبار دارای آب و هوای مدیترانه ای می باشند.

    رویش درختان زیتون در این منطقه گواه موضوع است. شهرستان رودبار با موقعیت خاص خود، بین کلیه شهرستان های استان گیلان کمترین مقدار بارندگی را دارد. منابع آبی عمده در سطح این شهرستان به رودها و چشمه سار ها و سفره های آب زیرزمینی محدود میشود.

    شهرستان رودبار منطقه ای کوهستانی و دارای اقلیم متنوع آب وهوایی است به طوری که در ارتفاعات پایین و نقاط هم مرز شهرهای گیلان، آب و هوای مرطوب و شرایط همگون با شهرهای جلگه ای گیلان دارد و در ارتفاعات بالا دارای آب و هوای کوهستانی و مراتع سرسبز می باشد. این تنوع در نقاط هم مرز با قزوین و زنجان تغییر میکند به طوری که در ارتفاعات پایین لوشان آب و هوا کاملا خشک و گرم است ولی ارتفاعات بالا ییلاقی است. اراضی مرتعی و زراعی در شیب جنوبی قرار گرفته اند که دارای آب و هوای نسبتا خشک و گونه های گیاهی کاملا متفاوت با مناطق شمالی است. جنگل ها در مناطق مزبور تنک بوده و دارای گونه های زربین واُرس هستند.

    محصول مهم و استراتژیک زیتون رودبار با قدمتی بیش از 2000 سال کمابیش در این سرزمین تداوم حیات داشته است و اساسا رودبار و زیتون نام هایی هستند که بسان قضایای منطقی تصور هر یک نام دیگری را در ذهن تداعی می کند. رودبار در سایر محیط ها به عنوان رودبارِ زیتون شناخته میشود چندی قبل در کشفیاتی که در تپه باستانی کلورز رستم آباد انجام شد آثاری از دانه های زیتون بدست آمد که سندی بر عمر بیش از 2000 سال این محصول در این شهرستان دیر پا دارد. سطح زیر کشت زیتون در شهرستان رودبار حدود 8600 هکتار می باشد که از سال 1385 تا 1395 حدود 2650هکتار توسعه یافته است. باغات بار دِه زیتون شهرستان حدود 6700 هکتار می باشد و در سال 1396جاری 17350 تن تولید داشته و درآمد حاصل از آن در سال جاری، حدود 84 میلیارد تومان برآورد میشود. سطح زیر کشت محصولات کشاورزی در شهرستان رودبار بدین شرح است:

    بخش زراعت: برنج 3375 هکتار، گندم 6700 هکتار، جو 1700 هکتار، پیاز 70 هکتار

    بخش باغبانی: زیتون 8600 هکتار ( کشت سنتی، 1800 هکتار، کشت نوین، 4000 هکتار و کشت صنعتی، 2800 هکتار)،

     فندق 4800 هکتار، گردو400 هکتار، انار 300هکتار.

     

    امروزه گردشگری کشاورزی به عنوان محرکی برای اقتصاد ناموزون بخش کشاورزی و گرایشی به ریشه های احساسی و نوستالژیک شهروندانِ دنیای مدرن و به سبب عواملی همچون بازدید یا مشارکت در فعالیت های مزرعه، خرید مستقیم محصولات، گذراندن یک شب در مزرعه، کنجکاوی و آموختن درمورد مزرعه و محصولات کشاورزی توانسته است جامعه هدف گسترده ای ایجاد کند. این موضوع میتواند توجه برنامه ریزان حوزه ی گردشگری را به توسعه ی گردشگری کشاورزی در شهرستان رودبار جلب کند. با توسعه گردشگری کشاورزی، هر زمین کشاورزی به یک جاذبه گردشگری تبدیل میشود و زمینه های توسعه ی پایدار را فراهم میکند. پژوهشها این موضوع را تایید مینماید که محصول زیتون به عنوان پتانسیلی ارزشمند جهت توسعه ی گردشگری در اسپانیا مطرح شده است. وجود محصول زیتون به عنوان عمده ترین پتانسیل توسعه گردشگری کشاورزی شهرستان رودبار مطرح می باشد. همچنین وجود چشم انداز های طبیعی و آب و هوای مناسب و معتدل، وجود فرهنگ سنتی معیشت و کشاورزی، برخورداری از محصولات جانبی زیتون از پتانسیل های عمده شهرستان محسوب میگردد. از دیگر قابلیت های شهرستان رودبار، می توان به وجود کارخانه های محصولات جانبی زیتون اشاره کرد. این امر امکان بازدید گردشگران علاقه مند از مراحل تولید محصولات جانبی زیتون را فراهم میکند.

    0 عناصر سازنده خانه های روستایی گیلان (معماری خانه های گیلان و انعطاف پذیری خانه های سنتی گیلان)

    خانه های روستایی جلگه و کوهپایه ای گیلان بر حسب هر محل و رفاه مادی اهالی آن بسیار متنوع و ناهمگون اند، این خانه ها دارای مجموعه ای از خصوصیت های مشترک و نظامی از خصیصه های مادی و صوری و قواعد سازماندهی فضای خانگی اند که هویت معماری محلی را مشخص میکند.

    علاوه بر خانه، ساخته های دیگری نیز در گیلان وجود دارد که معرف هویت معماری این سرزمین است. کوتام، کندوج و تلمبار از دیگر عناصر سازنده ی معماری این بوم هستند و همچون اجزاء و فضاهای تشکیل دهنده ی خانه دارای انعطاف پذیری عملکردی بوده و هر کدام از آنها در فصول مختلف سال، علاوه بر عملکرد اصلی خود عملکردهای دیگری را رقم میزنند. در این مقاله زیتونت  به مشاهده ی جزء به جزء عناصر سازنده ی معماری گیلان و از منظر انعطاف پذیری عملکردی پرداخته ایم.

    البته ما قبلا در لینک زیر به توضیحاتی در مورد بوم معماری گیلان پرداخته بودیم و در این مقاله قصد داریم با جزییات بیشتری از این معماری برای شما بگوییم.

    [لینک مرتبط: معماری خانه های روستایی گیلان همراه با عکس نوشته]

    خانه ها به عنوان بیشترین بنای ساخته شده دست بشر، بهترین و در دسترس ترین ساخته جهت درک و شناخت ما از شیوه ی معماری مردمان هر سرزمین است. اگرچه هر جزئی از خانه ی گیلانی به لحاظ شکلی و عملکردی نسبت به معماری سایر نقاط ایران بی مانند است، اما دریافت ما از معماری این بوم به خانه ها محدود نبوده و ساخته هایی همچون کوتام، کندوج و تلمبار به عنوان اَرکان محوطه ی این خانه ها، نمادی از معماری این خطه هستند.

    کوتام فضایی است که جهت استراحت و گاه جهت نگهبانی مورد استفاده قرار می گیرد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه کشاورزی فعالیت عمده ی مردمان این منطقه است دو نوع بنای دیگر، مظهر دو فعالیت تولیدی مهم در جلگه ی گیلان به شمار میروند: یکی کندوج به عنوان خزانه ی برنج و دیگری تلمبار به عنوان پرورشگاه کرم ابریشم. اما هر کدام از این ساخته ها در فصول مختلف سال عملکرد متفاوتی داشته و نوع استفاده از آنها متأثر از گردش فصلهاست که در ادامه به تشریح آن خواهیم پرداخت.

    عناصر سازنده ی معماری بومی گیلان

    عناصر سازنده ی معماری بومی گیلان عبارتند از: خانه، کوتام، کندوج، تلمبار

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (اتاق ها):

    اتاقها در این اقلیم چند عملکردی هستند، در یک اتاق عملکردهای خواب، نشیمن، غذاخوری، پذیرایی و در بعضی مواقع آشپزی اتفاق میافتد.

    نکته ی دیگر فصلی بودن استفاده از اتاق است. اتاق در فصل سرما محل خواب، خوردن و حتی آشپزی است.

    و در فصل گرما، اتاق جای خود را به عناصر دیگری می دهد و همین اعمال یا در ایوان در صورت نداشتن تَلار یا در بیرون خانه در زیر کوتام یا کندوج انجام می شود.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (ایوان):

    ایوان فضایی واسط و نیمه باز در سلسله مراتب دسترسی از فضای باز به بسته میباشد که تعریف کننده ی جهت اصلی و مهمترین وجه ساختمان است ایوان اصلی بزرگتر از هر کدام از اتاقهای خانه است و به عنوان فضای نشیمن استفاده میشود. این ایوان معمولا در جبهه ی شرقی یا جنوبی ساختمان شکل میگیرد. عمق ایوان به اندازه ای است که از تابش نامطلوب خورشید در تابستان جلوگیری می نماید و از طرف دیگر مانع بهره گیری از نور خورشید در زمستان نمی شود.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (غلام گرد):

    فضاهای با دو ردیف ستون جلوی تلارها غلام گردش نامیده میشود که ایوان های شمالی، شرقی و غربی هستند. این ایوان ها علاوه بر ارتباط درونی اتاقها، حایلی برای ممانعت از نفوذ کج باران به دیوارها و در منازل افراد متمول، محل تردد خادمین خانه بوده اند که نام غلام گردش را به آنها اطلاق می کردند. این ایوان ها عرضی کمتر و در حدود 80 سانتیمتر دارند، حال آن که ایوان های جنوبی به لحاظ نوع عملکرد عریضتر بوده تا 2/5 متر پهنا داشته اند. در بسیاری از منازل تنها قسمتی از نما که دارای شکست و پیش آمدگی است، همین فضا میباشد.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (بام شیب دار):

    به دلیل ریزش مداوم باران، بامها در این منطقه به صورت شیبدار هستند، بدین وسیله از جمع شدن آب باران و یا برف در سقف ساختمان، جلوگیری به عمل می آید. فضای خالی مابین بام شیبدار و سقف در این ساختمان ها، محل مناسبی برای انبار نمودن و نگهداری مواد غذایی سالانه است و به گونه ای ساخته میشود که امکان جریان هوا و تهویه در آن وجود داشته باشد.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (فاکون):

    فاکون عنصر معماری است که در اغلب بناهای سنتی روستایی جلگه ی گیلان با کاربردهای ویژه ی خود به عنوان فضاهای خدماتی در جبهه های رو به بادهای پاییز و زمستان احداث میگردد و موجب عدم نفوذ کج باران به دیوارهای ساختمان میشود. فضای زیر فاکون در سطح زمین برای استقرار احشام مناسب است.

     

    [لینک مرتبطمراسم های ویژه محلی در گیلان، گیلان را بهتر تجربه کنیم]

     

    این عنصر در یک یا دو جبهه ی ساختمان که رو به باد است ساخته میشود و معمولا پنجره ای به بیرون در این دو جبهه باز نمی شود. بدین ترتیب ضمن جلوگیری از نفوذ باران به داخل ساختمان، از تبادل حرارتی بنا در برابر باد غالب زمستانی جلوگیری به عمل می آید. علاوه بر این، از تابش نور نامطلوب شرقی و به خصوص غربی به بدنه ی ساختمان ممانعت می نماید. فاکون ایوان نیمه محصور جانبی و پشتی است که با امتداد دامنه ی سقف تا پایین ایوان به وجود می آید. این فضای ذوزنقه ای یا مثلثی شکل در زمستان جهت انبار مواد غذایی، لوازم منزل و انجام برخی فعالیت های درجه دو مورد استفاده قرار میگیرد و در تابستان مکانی برای تبدیل برخی از محصولات زراعی و باغی و آماده سازی برای استفاده و یا عرضه به بازار است. زمان ساخت فاکون پس از پایان یافتن کار ساختمان سازی و گاه بعد از گذشت چند سال از استفاده ی بنا میباشد.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (تلار):

    ایوان طبقه دوّم و یا سوّم، تَلار نامیده می شود. تلار به اندازه ی چند پلّه از ایوان بالاتر است و معمولا در زیر آن انبار یا طویله قرار می گیرد و در بعضی نمونه ها زیر آن خالی است. اتاقی که در پشت تَلار قرار می گیرد، بالاخانه نام دارد.

    تَلار جزء مهمترین عناصر واحد مسکونی روستایی و نشانی از اهمیت و شخصیّت صاحب خانه است و پوشش جداره های خارجی آن کمتر از ایوان بوده است. در تلار تزئینات و ریزه کاری های معماری بیشتر از سایر فضاها دیده میشود.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (بالاخانه):

    اتاقی که تَلار جلوی آن قرار می گیرد بالاخانه نامیده میشود وغالباً به مهمان اختصاص دارد. در این اقلیم تهویه و جریان هوا نقش اساسی در شکل گیری معماری ایفا میکند، لذا بالاخانه به عنوان فضایی که تَلار جلوی آن قرار دارد، بهترین اتاق از نظر تهویه، جریان هوا، دید و منظر میباشد. از طرفی دارای دسترسی جداگانه از ایوان است به همین دلیل به مهمان اختصاص می یابد.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (کرسی):

    برای جلوگیری از نفوذ رطوبت به کف بنا، ساختمان از کف زمین ارتفاع گرفته تا جریان هوا مابین کف و سطح زمین برقرار شود.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (پله):

    ارتباط طبقات و زمین با پله های یک طرفه ای است که در نمای اصلی جلوه گر انعطاف مسکن همساز با طبیعت بوده است. پله خود به شکل یک اِلمان معماری طراحی شده و هیچگاه مانند بناهای منطقه ی کویری ایران در درون جرزها مخفی نمی گردد. در خانه های شهری، پله های ارتباطی طبقات معمولا در محدوده ی بسته قرار داشته که بیشتر تأثیر گرفته از معماری اروپایی و روسیه است. از نظر اقلیمی این عنصر معماری در جبهه ای از ساختمان اجرا میشود که از کج باران و تابش مستقیم آفتاب به دور باشد.

     

    [لینک مرتبط: مراسم ازدواج در گیلان]

     

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (کوتام):

    در حواشی جلگه و در سمت مغرب و مشرق و جنوب، تَلار و بدل آن، یعنی کت به ندرت مشاهده می شود. در این نقطه به جای اینها، مکان های مستقلی برای گذراندن تابستان در خانه میسازند که مقر تابستانی خانواده ها بوده که در چند قدمی خانه ساخته میشود کوتام جزو فضاهای نیمه باز محسوب میشود. اتاقی به ابعاد تقریبی 3/5 در 3/5 متر که بر روی دستک های چوبی و با ارتفاع 1/5 تا 2 متر از سطح زمین ساخته می شود، این فضا از چهار طرف باز بوده و توسط جان پناهی چوبی احاطه میشود و سقفی به شکل هرم دارد. از قسمت زیرین کوتام برای نگهداری دام ها و از قسمت بالایی آن برای خواب تابستانی بهارخواب اعضای خانواده استفاده میشود.

    اگر کوتام در وسط مزرعه برپا شود به آن بِجارکوتام گفته می شود که به عنوان کمینگاه و استراحتگاه مورد استفاده قرار می گیرد چرا که برنجزارها از همان ابتدای جوانه زدنِ نشا نیاز به نگهداری شبانه دارند. بجار کوتام فضایی را جهت دیده بانی و نگهبانی در مزارع فراهم میکند.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (کَندوج):

    جزو فضاهای نیمه باز محسوب میشود. سقفی بلند به شکل کله قند دارد. ابعاد این فضا کمی بیشتر از کوتام میباشد، از این فضا برای انبار کردن غله و برنج استفاده می شود. فضای قابل توجهی در زیر بام شیبدار دارد، لذا محل انبار نمودن دسته های برنج با شلتوک در قسمت زیر بام شیبدار است و این مسئله را از نظر اقلیمی میتوان این گونه توضیح داد که با انبار نمودن دسته های برنج یا شَلتوک در قسمت فوقانی کندوج، در قسمت پایینی جریان هوا به وجود می آید و این خود سبب خشک شدن و مصون بودن از رطوبت محصول میشود، گفتنی است که فرم کندوج همچون فرم خانه ها در جلگه ی شرق و غرب گیلان متفاوت بوده و تابعی از ساختار کلی خانه هاست. کندوج که محل نگهداری دسترنج یکساله ی کشاورزاست همیشه مقابل نمای اصلی و در نزدیکی در ورودی قرار می گیرد تا علاوه بر امکان کنترل از ایوان و تلار، مراحل انتقال برنج ها به راحتی انجام پذیرد.

    عناصر کالبدی معماری خانه های گیلان (تَلَمبار):

    جزو فضاهای نیمه باز محسوب میشود. تلمبار، فضایی جهت پرورش کرم ابریشم است و در فصولی که کار پرورش انجام نمی شود جهت انبار کردن محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد. دیوارهای آن معمولا به کمک نی و گل بسته میشود و سقف دو شیبه با پوشش لی دارد.

    تلمبار کرم ابریشم نیز مانند کندوج از اجزای تقریباً ثابت محوطه های مسکونی هستند که بسته به موقعیّت خاص جغرافیایی منطقه، قرارگیری و چیدمان آن درمحوطه تابع نظمی خاص میباشد و در حد فاصل بین بنای مسکونی و توتستان یا باغ توت قرار میگیرد. بسته به میزان رفاه خانواده، کیفیت ساخت تلمبارها نیز متفاوت بوده و با مصالح پایدارتری برپا می گردد.

     

    [لینک مرتبط: پوشاک مردم گیلان، پوشش مردم شرق گیلان]

     

    انعطاف پذیری در معماری گیلان:

    در معماری این بوم احداث فضایی در منزل که زمانی محدود استفاده شود موجه نیست. به همین دلیل سعی بر استفاده ی چندگونه از فضاها است. یعنی عناصر و اجزای معماری در اوقات مختلف سال کاربری های متفاوتی پیدا میکنند.به عنوان مثال فضای تلمبار علاوه بر عملکرد پرورش نوغان استفاده های دیگری در ایام سال دارد همانند نگهداری موقت دام و مکانی برای جداسازی برنج از شلتوک در قسمت زیرین تلمبار.

    همچنین ایجاد فضایی فقط برای انجام برخی فعّالیّتهای دستی خانگی مانند باز کردن پشم و چادر شب بافی که در زمان محدودی انجام می پذیرد، معقول نبوده و اینگونه کارها به فضای ایوان انتقال مییابد. ایوان ها علاوه بر ایجاد ارتباط میان اجزای مسکن اتاقها خود در اوقاتی دارای کارکرد اقتصادی بوده و گاه به عنوان فضای اصلی زیست و پاره ای موارد به عنوان انبار، فضای خدماتی و یا محلی برای انجام فعالیتهای تولیدی مورد استفاده قرار میگیرند.

    تَلار شرقی یا ایوان شرقی طبقه ی دوّم که حرکت باد در آن به راحتی انجام می پذیرد علاوه بر امکان استراحت در تابستان کارکرد اقتصادی نیز داشته و تبدیل برخی محصولات باغی مانند گردو و فندق، به محصولات قابل عرضه ی بازار در این مکان انجام پذیرفته و نیز فضایی برای انبار کردن مواد غذایی در زمستان است.

    از اتاق های اصلی خانه به ندرت برای انجام کارهای خاص استفاده میشود. واژگان زبان محلی از این لحاظ گویاست: اتاقها را با تعبیرهای نقشی از قبیل: آشپزخانه، اتاق نهارخوری، اتاق خواب نامگذاری نمیکنند بلکه واژه ی اتاق راکه معنایی کلی و نوعی دارد به کار میبرند و درصورت لزوم، متمّمی برای آن می افزایند که فقط به موضع و محل اتاق دلالت میکند.

     مثلا میگویند: پایین اتاق، بالا اتاق یا تلار اتاق.

    در واقع این اتاقها برحسب نقش های دائمی که ممکن است برعهده داشته باشند متمایز نمیشوند بلکه هریک از آنها به نوبت و مطابق با آهنگ تغییرات فصلی، مرکز حیاط خانوادگی میگردد. این استفاده های گوناگون از فضای خانگی، به این صورت که برحسب ضرورت هر اتاقی را بتوان به کاربرد تازه ای اختصاص داد، ممتنع و تصورناپذیر می بود اگر تجهیزاتی خاص و اثاثیه ای ثابت وجود میداشت که یک بار برای همیشه نقش هایی کاملا مشخص و تثبیت شده به اتاق ها میداد، حال آنکه ابداً چنین چیزی در خانه های گیلان مشاهده نمیشود، یگانه تجهیزات داخلی خانه عبارتند از طاقچه هایی که در دیوار تعبیه میشوند. هر چند خانه ی گیلانی از نظر شکل بندی بیرونی آن ثابت است اما از نظر ترکیب درونی انعطاف پذیری نقشی دارد و لذا با کاربردهای متعددی تطبیق پذیر است.

    نتیجه گیری در مورد ویژگی های جالب و منحصربه فرد معماری خانه های روستایی گیلان:

    با مطالعه ی اجزای سازنده ی معماری خانه های گیلان نظیر: ایوان، تلار، اتاق و فاکون و سایر ساخته های مستقر در محوطه ی خانه ها نظیر کوتام، کندوج و تلمبار دریافتیم که انعطاف پذیری نقشی یکی از بارزترین مشخصه های این فضاهاست.

    اگرچه هر کدام از این فضاها با نام و عملکردی خاص تعریف میشوند اما کیفیت طراحی و نحوه ی آرایش فضایی آنها به گونه ای است که با گذر فصل ها همچون طبیعت زیبای گیلان شکلی نو به خود میگیرند و در هر لحظه قابلیت بازگشت به نقش قبلی خود را خواهند داشت. خانه هایی که اگرچه مانند فلات مرکزی ایران وسیع و پر از فضاهای گوناگون اندرونی و بیرونی نیستند اما از وجب به وجب آنها چنان استفاده شده که هر بیننده ای را به تحسین وا می دارد.

    فضای زیر فاکون که انجام هر نوع فعالیتی از آشپزی و فرآوری محصولات کشاورزی تا نگهداری احشام در آن ممکن است یا اتاقهایی که در آن واحد توان تبدیل شدن به آشپزخانه یا نشیمن را دارند خود مصداقی بر این ادعاست. توجه به این قابلیت در معماری بومی گیلان، میتواند به عنوان نکته ای کلیدی در معماری امروزمان گره گشای بسیاری از مشکلات گردد. امروزه وضعیت اقتصادی اغلب مردم به گونه ای است که آنها را به سکونت در خانه های کوچک وا میدارد. به کارگیری انعطاف پذیری نقشی در خلق فضاهای خانه، امکان استفاده ی بهینه از گوشه گوشه ی محل سکونتشان را فراهم میکند و تجربه ی بودن در فضاهای متفاوتی را حتی در همان خانه های کوچک برایشان به وجود خواهد آورد.

    هر هفته تعداد زیادی از گردشگران استان گیلان، خانه های روستایی زیتونت را آنلاین اجاره و رزرو می کنند و از گردشگری روستایی گیلان لذت می برند. شما می توانید با کلیک بر روی تصویر زیر، خانه روستایی خودتان را آنلاین رزرو کنید.

    اجاره آنلاین کلبه و خانه های روستایی و جنگلی گیلان در زیتونت