بسته
(0) کالا
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
دسته بندی محصولات زِیتونِت
    فیلترها
    Preferences
    جستجو
    خبرخوان

    وبلاگ

    0 نقش تمدن عمارلو در توسعه صنعت گردشگری شهرستان رودبار و استان گیلان (عمارلو یکی از مناطق دیدنی با تمدن چندهزارساله)

    صنعت گردشگری نقش بسیار مهمی در مرتفع ساختن جنبه هایی از زندگی و نیازهای جوامع انسانی دارد. توسعه گردشگری علاوه بر رشد و تبادل فرهنگی میان سایر ملل به کشف جایگاه های طبیعی، تاریخی و مکان هایی که کمتر مورد توجه واقع شده اند نیزکمک می کند.

    در هر کشوری جلوه ها و عناصر منحصر به فردی وجود دارد که سبب تازگی برای سایر سرزمین ها و فرهنگ ها می باشد. منطقه کوهستانی عمارلو واقع در استان گیلان با قدمت بالای فرهنگی و مذهبی خود از کهن ترین جاذبه های گردشگری ایران و رودبار به شمار می رود. این منطقه از یک سو پیدایش خود را با نادر شاه افشار آغاز می کند و از سویی دیگر بهترین نگرش را از طریق نیاکان خود یعنی هوشنگ پیشدادی وام می گیرد و زبان خود را به دو گونه تاتی و کردی تقسیم می کند.

    در این مقاله زیتونت ضمن پرداختن به موقعیت جغرافیایی، تاریخی، بافت زبانی و بعد دینی مردم ساکن در عمارلو با بهره گیری ازبازدیدهای مکانی درباره ی اقوام ساکن در آن منطقه به ویژه شهر جیرنده – بازماندگان قوم باستانی آمارد - گامی در جهت شناساندن چند آبادی زیبای ریشه دار در تاریخ به گردشگران ایران و جهان برداشته است.

    لطفا تا پایان این مقاله با زیتونت همراه باشید.

    در بخش معرفی آبادیهای شاخص تاریخی و چشم اندازهای زیبای طبیعی در عمارلو نیز به روستاهای بیورزین، آسکابُن، نوده و انبوه، کلیشم، داماش و جیرنده پرداخته ایم.

    در جای جای ایران زمین، مناطق بسیاری را میتوان یافت که از طبیعت زیبا، تاریخ پر قدمت و تمدن غنی برخوردارند که اگر تیزبینانه از طرف مسئولین و مردم بومی هر ناحیه به این مواهب نگریسته شود، از طریق جذب گردشگر فرصت های شغلی بسیاری ایجاد خواهد نمود. یکی از این مناطق زیبای طبیعی که انتخاب طبیعی بشر برای زیستن بوده است و پیشینه ی دراز سکونت در آن به دوران پیش از تاریخ و غارنشینی می رسد و جام زرّین عمارلو را به عنوان نماد تاریخ و تمدّن بر تارک خود نشانده است، بخش عمارلو در البرز غربی است.

    نقشه راه گردشگری شهرستان رودبار ( رودبار گیلان و جاذبه های گردشگری آن را ببینیم)

    به لحاظ مردم شناسی، ساکنین عمارلو به دو گروه مهاجر و بومی تقسیم میشوند. مهاجرین جماعتی از کردها هستند که مهاجرتشان در دو مقطع تاریخی اتفاق افتاده است. گروه نخست در زمان شاه عباس صفوی از سلیمانیه عراق و گروه دوم در زمان نادر شاه افشار از جلگه نیشابور و دشت ماروسک.

    بومیان عمارلو بازماندگان قوم باستانی آمارد هستند یا بنا به قول برخی پژوهشگران آمیزهای از گیل و آمارد و کادوسند که سابقه ی سکونتشان در این ناحیه به دورانهای پیش از تاریخ و انسان نخستین عمارلو می رسد.

    با این حال با کمال تحسّر و تاسّف، تا به امروز مورد غفلت مسئولین واقع شده است و فقر و محرومیت از درودیوار آن می بارد و انسان دلسوز را به اندیشه وا میدارد. این مقاله زیتونت گامی است در راستای شناساندن تنها و تنها چند آبادی صاحب چهره در متون تاریخی بلکه تا شاید نگاه مسئولین دولتی و غیر دولتی و به ویژه پژوهشگران مسائل تاریخ و تمدن را به منطقه جلب نماید و به ویژه تر آن که پای پر خیر و برکت گردشگر را برای لذت بردن از مواهب طبیعی و تاریخی به عمارلو باز کند و اشتغال جوانان را موجب آید.

    ضرورت نوشتن و معرفی بیشتر عمارلو رودبار

    مکانهای تاریخی عمارلو در امتداد نگاه پژوهشگر محترم آقای یوسف فلاحیان و گروه همکاران قرار گرفته اند وکتابی ساخته اند پر برگ با عنوان "گزارش تکمیلی برنامه پژوهشی؛ بررسی و شناسایی حوزه ی رودخانه ی شاهرود(عمارلو). ولیکن امّا با سبکی پژوهشی و مفصّل بدانها پرداخته شده است که شاید خارج ازحوصله ی گردشگر و مسافر معمولی باشد. از سویی دیگر دسترسی به این گزارش برای همگان به علت تیراژ محدود، ناممکن است. جاذبه های دیگر گردشگری این ناحیه هم تاکنون به صورت یکجا مدوّن نشده است. بنابراین به نظر می رسد که نام عمارلو همچنان مغفول است و همتی دیگر می خواهد برای شناساندن آن به ایرانیان و جهانیان.

    با جاذبه ی گردشگری رودبار{ روستای بالابراگور و روستای فرارود و روستای گردپشته شهرستان رودبار (جاذبه های گردشگری دیده نشده گیلان)}

     

    در این مقاله زیتونت به سوالات زیرپاسخ داده ایم:

    موقعیت جغرافیایی عمارلو چگونه است؟ و سابقه ی سکونت در آن به چه زمانی باز می گردد؟

    آیا طوایف ساکن در عمارلو بومی البرزکوه هستند یا از نقاط دیگر به اینجا مهاجرت نموده اند؟ 

    دین مردم عمارلو چیست؟

    مناطق تاریخی یا طبیعی عمارلو که قابلیت جذب گردشگر را داشته باشند، کدامند؟

     

    منطقۀ جغرافیایی عمارلو در رودبار گیلان:

    بخش کوهستانی عمارلو در دهستانهای جیرنده و کلیشم در شهرستان رودبار استان گیلان واقع شده است.

    ناحیه عمارلو در دو طرف ساحل شاهرود و در مشرق الحاق شاهرود به قزل اوزن سد منجیل کنونی گسترش یافته است. این منطقه از شمال به دیلمان و رحمت آباد و از مغرب به طارم (در استان زنجان) و از مشرق به رودبار محمدزمان خان و از شمال شرقی به اشکور و از جنوب به قزوین میرسد. (رابینو)

    نام عمارلو در زمانهای اخیر یعنی هنگامی که نادر شاه افشار قبیله ای به همین نام را در اینجا ساکن کرد، به این ناحیه داده شده است و گمان میرود نام این ناحیه قبلا خرگام بوده و در اعصار مختلف بخشی از طارم یا رودبار یا دیلمان بوده است. علامه دهخدا نیز با استناد به جغرافیای سیاسی کیهان با نظر رابینو درباره ی نام و وسعت منطقه عمارلو موافقت دارد.  واژه عمارلو امّا گروهی را نیز عقیده بر آن است که این نام برگرفته از نام قوم آمارد باشد که زمانی از سفید رود تا رود آمل سکونت داشتند و پایه گذار تمدن مارلیک بودند.

    با جاذبه ای گردشگری در رودبار (روستای اسطلخ جان، روستای حلیمه جان، روستای بالابراگور فرارود)}

     

    حسن پیرنیا هم میگوید: طایفه آمارد در محل عمارلوی فعلی سکونت داشتند و سفید رود را به نام آنان آمارد میخواندند

    بافت زبانی و فرهنگی عمارلو گیلان:

    زبان مردم عمارلو بر دو گونه تاتی و کردی است. کردها متعلق به قبیله ریشوند، شاخه ای ازایل بزرگ بِبِه(Bebe )سلیمانیه عثمانی می باشند که به وسیله شاه عباس اول صفوی به این منطقه کوچانده شده اند. طایفه ریشوند در روستاهای الموت و روستاهای کلیشم، ناوه و لایه از توابع عمارلو سکونت دارند. هنوز طایفه ای از قبیله بِبِه در ارزروم و شهر زور اقامت دارند.

    امروزه سلیمانیه و شهر زور در کشور عراق و ارزروم در ترکیه قرار دارد. بعدها قسمتی از زمینهای آنان بوسیله ی کردهای عمارلو(طایفه عمارلوی قوچان) که نادر در این ناحیه مسکن داد، اشغال گردید. قوم کرد عمارلو به قبایل متعددی تقسیم شدند که قبیله ی بیشانلو در جیرنده، شامخانلو در خرگام و انبوه، جمخانلو در منجیل، استاجانلو در پیرکوه و کرانلو در دیارجان ساکن گردیدند. (رابینو)

    استاد کلیم الله توحّدی مینویسد: کردهای عمارلو در جلگه ی ماروس نیشابور ساکنند و بقیه را نادر به عمارلوی گیلان کوچ داد. ایشان همچنین درباره ی دلیل مهاجرت اقوام کرد میگوید: نادر در همان اوان کار که از اتحاد و تجمع سران کرد و نفوذ آنها در دستگاههای اداری، نظامی سخت به وحشت افتاده بود، در صدد تضعیف و از هم پاشیدن آنان بر آمد تا با کاستن از قدرت روز افزون ایشان نفوذ کامل خود را مسجّل سازد. در اجرای این هدف قسمت مهمی از ایل سلحشور عمارلو را به نواحی گیلان کوچانید تا چون سد مقاومی در برابر تهاجمات و نفوذ سپاهیان روسیه ی تزاری مانع ورود بیگانگان به سرزمین ایران گردند و هم خود نادر از شرّ آنان در امان باشد. 

     

    مطالعه بیشتر:روستای استخرگاه کجاست؟ روستای استخرگاه رودبار را بهتر بشناسیم

     

    دلیل دیگری هم برای این مهاجرت گسترده از سوی محققین دیگر بیان می شود. احمد پناهی می نویسد: مهاجرت ها و جابجایی های دسته جمعی یکی دیگر از آفاتی است که از سوی نادرشاه به مردم مناطق مختلف تحمیل میشد. برخی از این مهاجرتها به فرمان نادر انجام میگرفت و برخی را مردم خود به اجبار و به عنوان گریز و فرار از حیطه قدرت شاه و عمّال او انجام میدادند.

    سپس از دکتر رضا شعبانی هم در کتاب تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، در این زمینه شاهد مثال می آورد: اتفاق کلمه همه ی کسانی که تاریخ نادر را نوشته اند بر این است که در پنج سال آخر سلطنت او، ظلم بی اندازه بر ایرانی رفت تا آنجا که میتوان گفت هیچ دولت متجاوز و غارتگر و بیگانه ای نیز، در یک سرزمین به استعمار کشیده، مرتکب آن نوع فجایع نمیگردیده است.

    اصالت تات:

    برخی از پژوهشگران تاتها را کوچ نشینانی میدانند که در دوره ی ساسانیان و در زمان انوشیروان به منظور نگهداری و پاسداری از دربند قفقاز از فارس به قفقاز کوچانده شده اند. پژوهشگران گروه دوم آنها را از بازماندگان قوم دروبیک می دانند که در اطراف کوه درفک ساکن بودند و دسته سوم از پژوهشگران، آنها را از بازماندگان قوم آمارد می دانند که به نظر میرسد نام عمارلو یا آماردلو از نام این قوم گرفته شده باشد.

    دکتر علی فتوحی نیز در گیلان نامه تصریح میکند: ماردها یا آماردها در محل عمارلوی فعلی سکونت داشتند.

    افشین پرتو نیز معتقد است دیلمان میان رویان و گیلان و تالش و ری و قزوین بود و طالقان و بخشی از تارم را در خود داشت. نامبرده در مورد ساکنین منطقه میافزاید: باشندگان دیلم بازماندگان کادوسها و آماردها و آمیزهای از آنان و گیلها و هزاران پناه آورده ی بارگاه ساسانی بودند.

    واژه هایی نیز امروزه در منطقه بر سر زبان بومیان جاری است که به نظر می آید میراث بر جای مانده از روزگارانی به درازنای تاریخ بشری است. واژه ی تور به صورت بسیط یا در ترکیبهای تور دیوانه، تور تبردار، تورُم تاس و تور بوگوجاک در معنای دیوانه به کار میرود که حسن پیرنیا قدمت آن را به زمان ورود آریاییان می رساند آنجا که می گوید: آریاییان مردم بومی را تور یا دیو می نامیدند.

     

    مطالعه بیشتر:مراسم های ویژه محلی در گیلان، گیلان را بهتر تجربه کنیم

     

    گیله مرد هم که امروزه فقط به مردم نواحی جلگه ای گیلان گفته می شود، ریشه ی واژه شناختی جالبی دارد و تصور میشود که سابقه اش به پیش از زمانی میرسد که ماردها توسط کادوسیان از نواحی جلگه ای به کوهستان های دیلم و عمارلو و.... رانده شوند.

    با این دیدگاه واژهی گیله مرد همان گیل+اَمَرد یا گیلَمَرد یا گیلمارد است و اشاره به دوران باستان دارد که این اقوام به صورت مختلط در این ناحیه میزیسته اند همانگونه که نام شیوای بانو کاسمارَک در جیرنده تلفیق جمعیّتی دو قوم کاس و مارد را در ناحیه عمارلو نشان میدهد.

    با توجه به مستندات ارائه شده ی تاریخی و واژگانی می توان نتیجه گرفت که از بین گروه های سه گانه ی محققین در ویکی پدیا، پذیرش نظرات گروه های دوّم و سوّم که گویشوران تات منطقه را بومیان بازماندهی نسل آمارد و کادوس میدانند، خالی ازوجه نیست. امّا نظر گروه نخست که تات های این ناحیه را مهاجرین زمان ساسانی از فارس به قفقاز میداند و ریشه های دیگر تاریخی در شمار نمی آورد، دور از ذهن به نظر می آید زیرا پذیرش آن به معنای انکار باشندگی دیرینه پایان چند هزارساله ی مارد و کادوس در منطقه است و یا نادیده انگاشتن حضور و فعالیّت آنان است و پر رنگ نمودن جماعت اندک مهاجر.

    ضمن آنکه روایت جهانگیر سرتیپ پور از ژوستن، پیکان سمت و سوی مهاجرت را، از آمارد به قفقاز میداند نه بالعکس. وی میگوید: گروهی از شجاعان ماردی کوچانده شده و به پاسداری دروازه ی کاسپین مأمور گردیدند.

    تکامل اندیشه ی دینی در باور مردم عمارلو:

    سکنه ی عمارلو امروزه تمامً پیرو تشیع جعفری هستند.

    عباس اقبال آشتیانی میگوید: مردم دیلم در تمام خلافت بنی امیه و اوایل امر بنی عباس هیچ وقت نگذاشتند پای قوم فاتحین اسلامی به سرزمینشان باز شود. بیش از دویست سال جنگ و خونریزی بین اعراب و دیلم بر پا بود.

    منوچهر خوش کلام نیز غیرقابل نفوذ بودن اندیشه و باور مردم این ناحیه را در دوران باستان اینگونه شرح میدهد: از آنجا که پس از ظهور و اسکان آریاییان در فلات قاره، گروهی از بومیان این سامان بر شیوه ی دین گذشتگان خود پای فشردند و به زرتشت و دین بهی او نگرویدند، در جای جای اوستا از این ناحیه(گیل ودیلم=verena) به نام سرزمین دیوها و دروغ پرستان سخن رفته است.

    آنان دین بهی را همان میدانستند که از طریق نیاکان خود از هوشنگ پیشدادی گرفته بودند.

    که ما را ز دین بهی ننگ نیست

    به گیتی به از دین هوشنگ نیست

    همه راه داد است و آیین مهر

    نظرکرده اندرشمارسپهر

     

    برای مردم تمدن مارلیک فرهنگ خورشید تا حد پرستش مهم بوده است. نقش ترنج های هندسی در کف بسیاری از جامها و ظرفهاست. خورشید در مرکز همه چیز است و همه ی جانداران از روشنایی او زندگی می گیرند.

    در دوران هخامنشی و ساسانی که آیین یکتا پرستی زرتشت دین رسمی کشور بود، مردم نواحی عمارلو هم بر آیین کهن خویشتن بودند و هم آیین جدید را پاس می داشتند و تا زمانهای طولانی پس از اسلام نیز بر آن عقیده پایبند بودند. افشین پرتو می گوید: بازماندگان دابویه با نام دابویهیان تا سال 144 هجری بر دیلم وگیلان فرمان راندند و به آیین ساسانیان سکه زدند و آتش آتشکده ها را فروزان نگه داشتند. ایشان در ادامه ی مقاله، در باره ی پذیرش دین اسلام توسط دیلمیان چنین می نویسد: نخستین خشت ساختار دگرگونی را پناه آوری یحیی بن عبدالله از بازماندگان امام حسن مجتبی علیه السلام نهاد.

    یحیی بن عبدالله در گریز از ستم هارون الرشید خلیفه ی عباسی به دیلم پناه آورد. بودن وی در دیلم تخم اندیشه ی اسلام را در باور دگرگونی پذیر مردم کاشت به گونه ای که چند دهه بعدتر که سادات علوی در جستجوی پناهگاهی رو به دیلم نهادند، مردم آشنا با باور آنان در آن دیار به آسانی و شادمانی پذیرایشان گشتند.

    سیر تطوّر اندیشه ی دینی در باور مردم عمارلو از نظر رابینو این گونه است: پیش از اسلام، عده ای از ساکنان گیلان و دیلمان، زرتشتی و عده ای دیگر بت پرست بودند. بدین معنا که خدای واره های گوناگون را میپرستیدند که خورشید در رأس آنان بود. مسلک مزدک هم در ناحیه ی دیلمان پیروانی داشته است.

    پس از شکست ایران در قادسیه، چهار هزار نفر از سربازان دیلم تصمیم گرفتند که به اسلام بگروند. از آن به بعد کسانی که از طرف خلیفه ی بغداد تحت شکنجه و تعقیب بودند میتوانستند در گیلان پذیرایی شوند. از مقابر که تقریباً در همه ی نقاط این ولایت پراکنده است و متعلّق به فرزندان علی و دختر پیغمبر میباشد میتوان دریافت که آنان نیز از این سرزمین به عنوان پناهگاه استفاده نموده اند. در سال 231 هجری عده ی زیادی از زرتشتیان دیلم به تبلیغ داعی کبیر حسن بن زید (حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن زید بن حسن از سادات حسنی اهل مدینه) به اسلام گرویدند.

    در قرن هفتم هجری نیز مردم کوهستان های جنوب لاهیجان و رانکوه، اسماعیلی مذهب بودند.

    از زمان صفویه و اعلام رسمی شیعه ی دوازده امامی جعفری به عنوان مذهب رسمی کشور مردم این ناحیه نیز مذهب جدید را اختیار نموده اند.

    عمارلو بنا نهاده بر بستر تاریخ:

    در جای جای دیرینه جای عمارلو می توان خاطره ای از گذر کاروان بشر خواند و بر جا نهاده ی خاکستر و سنگچین اجاقشان دید.

    کاروانگاهی که از ابتدای توانمند شدن بشر بر تراشیدن سنگ و ساختن فلز تا دوره های تمدن با شکوه هخامنشی و اشکانی و ساسانی و دوره های زمانی نزدیکتر یعنی دوره ی اسلامی شاهد حضور مسافران بوده است.

     

    مطالعه بیشتر:شیرکوه و دیورش در کجا قرار دارند؟ با تصاویری از روستای دیورش

     

     

    چندی از این بر جای مانده های تاریخ در سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان اثری ملّی شماره ی ثبت و شناسه ی هویت یافته اند و دفتری پرداخته اند پر برگ از گزارشات روشن یوسف فلاحیان سرپرست گروه پژوهش باستان شناختی حوزه ی شاهرود و بی شمار دیگرشان همچنان چشم در راه میدارند تا پاک دستانی برآیند و غبار زمان بروبند از چهره های تابناکشان.

    کمتر میتوان در عمارلو آبادیی سراغ گرفت که باشندگی آدمیان در آن تا به دیرگاهان تاریخ نرسد. از میان این دیر هنگامان تاریخ و زیبا رویان طبیعت، پرده از رخسار چندی میگشاییم و به دیدارشان چشم جان پر نشاط مینماییم.

    در مسیر حرکت از لوشان به جیرنده، نخستین روستای تاریخی عمارلو با نام بیوَرزین قرار دارد که در گویش محلی بدان بیورزُن گفته میشود. رابینو نام این روستا را به صورت بِوِرزین(Beverzin)ضبط نموده است و در دارالمرز چنین می نویسد: ملگونف عقیده دارد که این نام همان بِرزایلی Berzayli است که در اوستا از آن یاد شده است.

    حرمت روستا به خاطر وجود شریف امامزاده محمد حنفیه میباشد که گفته میشود فرزند امام علی بن ابیطالب است.

    آسکابن روستایی زیبا در عمارلو

    درفاصله ی حدود سه کیلومتری جنوب غرب جیرنده بر انتهای دامنه ی کوه مشرف به درّه، روستای کوچکی خفته است که پژوهشگران زمان باشندگی بشر را در آن تا درازنای تاریخ می شمارند. دو پناهگاه صخره ای نُه جوب دره (گُر) در جهت غرب روستا-روستای جدید که پس از زلزله سال 1369 احداث شده است. این دو پناهگاه قبالا توسط آقای بیگلری در مجله تاریخ و باستان شناسی به عنوان یک پناهگاه استقراری دوران پارینه سنگی جدید معرفی شده بود. 

    دکتر ناصر عظیمی پژوهشگر تاریخ گیلان بر اساس دست افزارهای یافت شده در پناهگاه های صخره ای نو جوب دره متعلّق به دوران ماگدالنی(10 تا 16 هزار سال پیش از میلاد) بر انسان ساکن پناهگاه های آسکابن و خَلوَش نام انسان عمارلو می نهد.

    نام روستا به صورت های اُسکَوْوُن نیز برزبان بومیان جاری است که با توجه به موقعیّت جغرافیایی آن روستای قدیمی پیش از زلزله 1369 یعنی بنا شدن در زیر کوه که از آسیب باد و بوران در امان است، طبیعی ترین نامگذاری به نظر میرسد. بومیان به چنین ویژگی زمین در هر جایی سُکّوبُن، کَندِ بُن، کوبُن و ناکِ بُن میگویند. در طالقان هم که همسایه سوی شرقی عمارلو پس از اَلَموت است، به پناهگاه زیر کوه،اُسکول/Ɂoskulمیگویند.

    روستای زیبای انبوه، ماسوله ای دیگر در گیلان 

    روستای تاریخی انبوه با دو محله ی بالا و پایین و بافتی متراکم دارای آثار باستانی بسیاری است از قبیل قلعه ی گنجک، گورستان گرچل، تپه ی کوبن، محوطه ی شاه نشین و شاه میرکلا، قلعه ی چیمارود و کُرپی (پل انبوه) که دو مورد اخیر مهمتر از بقیه و دارای شماره ی ثبت ملی در سازمان میراث فرهنگی هستند. این روستا با ارتفاع 1300 متر از سطح دریا در38 کیلومتری جنوب شرق جیرنده واقع است.

    روستای کلیشم رودبار

    درفاصله ی تقریبی 35 کیلومتری شرق جیرنده روستای زیبای در انزوای کلیشم قرار دارد که تا زمانی نه چندان دور بام اقتدار اقتصادی منطقه بوده است از آنرو که بنا نهاده بر شاهراه مواصلاتی قزوین به گیلان در دورانهای پیش از اسلام و پس از آن بود و محل اتراق و اسکان و استراحت و تجارت کاروانهای دو سویه به شمار میرفت. در کتاب "نشانیهایی دور از گذشته گیلان و مازندران" نیز نشانه های ارزشمندی از پیشینه ی تاریخی منطقه به چشم میخورد. جهانگیر سرتیپ پور مینویسد:رشته کوهی در گیلان با نام چَرَکوه، از جنوب به داماش امارلو و از شمال به دیلمان و از جانب غرب به کلیشم ارتباط دارد که یاد آور نام چخرگر اوستایی و شخرگر یا شخرکوه روزگاران بعد است.

    رونق اقتصادی این آبادی بر سر راه به حدی بوده است که میزان مالیات ثبت شده ی آن در زمان قاجار فاصله  ی قابل توجّهی را با مالیات های تمامی روستاهای عمارلو، حتّی جیرنده نشان میدهد.

    در کتاب "نامها و نامدارهای گیلان" سرگذشتی از آنچه از مبارزه ی دیلمیان با تازیان از سر این مردمان گذشته است، این چنین نقل میشود: در زمان حجّاج بن یوسف ثقفی، پس از آنکه مردم دیلم پیشنهاد وی را دایر بر سازش رد کردند، حجّاج قوایی از تازیان به فرماندهی پسر خود محمّد به قصد تصرّف گیلان به سوی دیلم گسیل داشت. جنگاوران دیلم و گیل به شیوه ی جنگی خود دشمن را با جنگ و گریز تا ناحیه کلیشم به کمینگاه کشاندند و در آنجا کار تازیان را ساختند که بقیه السّیف قوای تازی به صعوبت خود را به قزوین رساندند و محمّدبن حجّاج در آن شهر خود را به ساختن مسجدی مشغول داشت. عربان آن را اقلیسم نامیده در یاد داشتهای خود ثبت کرده اند.

     

    مطالعه بیشتر:آبشار کلشتر در کجا قرار دارد؟ چگونه به آبشار کلشتر رودبار برویم

     

    از جاذبه های گردشگری دهستان کلیشم میتوان سِل(استخر) طبیعیِ بر بلندای کوهِ خُلُشکوه را نشان کرد که سفره ی پر برکت و نعمت آب حیات خود را همیشه سخاوتمندانه در اختیار دو آبادی کلیشم و خَرَکو(خرمکوه)نهاده است. از آثار باستانی این دهستان، می توان به محوطه خَرِ چاک متعلّق به دوران عصر آهن 2 و 3 با شمارهی ثبت ملّی 12333 اشاره کرد.

    از جشنواره های بومی و محلّی عمارلو، مالشوران آن سهم دهستان کلیشم است که در شهریور ماه 1394 نخستین نوبت آن با حضور مسوولین محلی و علاقمندان به فرهنگ و هنر بر کنار استخر بر قلّه ی کوه نهاده ی خُلُشکوه به اجرا در آمد.

    روستای داماش در عمارلو رودبار گیلان

    دهکده ای توریستی با چشم اندازی زیبا محل رویش طبیعی سوسن چلچراغ، ییلاق نشین جیرنده ای هاست و درضلع شمالی جیرنده و با فاصله ی هفت کیلومتری از آن قرار دارد. 

    جهانگیر سرتیپ پور می گوید: داماش دهی است از بلوک خورگام آمارلو از شهرستان رودبار. نام داماش یادآور نام اسپی – تاماس است که پسرش اسپی تاس از جانب کوروش به حکومت مردم دربیک منصوب شد. باید دانست که داماش در منطقه ای قرار دارد که در حوزه ی کوه درفک است، نامی که دربیک را به یاد میآورد و همچنین داماش از ناحیه آمّارلوست که یاد آور نام آمارد، مارد و همچنین نام پادشاه دربیکی ها، آمارایس است که در جنگ با کوروش به قتل رسید و حوزه ی فرمانروایی اش به اسپی تاس فرزند اسپی تاماس واگذار شد.

     

    مطالعه بیشتر:یک روز را در روستای گردشگری حلیمه جان خواهیم بود

     

    جیرنده در گیلان

    شهر بر کوه نهاده ی جیرنده از سال 1338 خورشیدی مرکز بخش عمارلوست که فاصله ی آن تا شهر آفتاب گیلان یعنی لوشان چهل کیلومتر است.

    جیر به معنای پایین و دی به معنای ده می باشد که با میانوند نسبت ین به هم ربط داده شده اند. نام آبادیهای پیرامون نیز به گونه ای است که در ترکیب آنها دی در معنای ده به کار رفته است.

    ازمهمترین آثار تاریخی شهر میتوان به امامزاده عسگر، زیارتگاه بی بی زینب خاتون، امامزاده محمد و امامزاده عبدالله ابنان امام محمد باقر علیهم السلام، کافر قلعه یا دزد کمر یا قَلَه پَس یا خُلَ کَمَر، کوهستان بسیار کهنسال جیریندی، بیست و چاهار پُلتُکان با نام دیگرگرمِ لوکَّی (به معنی سوراخ گرم) و محوطه ی باستانی سیاکول در کُلُش خانی متعلّق به عصر آهن 1 و 2 که دارای شماره ی ثبت ملی9400از سازمان میراث فرهنگی کشور است اشاره کرد.

    گزارش بومیان حکایت از تونلی زیر زمینی در جیرنده دارد که دو نقطه از آن را دیده اند در محوطه ی خانه هایی در حیدر خانیَ مَلّه و نقطه ای دیگر را در محوطه ای که به نام دبیرستان مرحوم مهندس اکبر صانعی می ساخته اند در فازشهری 2 که از دو سو امتداد داشته است؛ سویی به جنوب و حیدر خانیَ مَلّه و سویی دیگر به شمال و بانک ملی.

    جهانگیر سرتیپ پور درباره ی قدمت جیریندی مینویسد: جیرنده قصبه ای است که مرکز بلوک فاراب آمارلو شهرستان رودبار دارای آثاری از گذشته ی دور. بقایای قلعه خرابهای به نام کافر قلعه در آن دیده می شود که شاید به معنی قلعه ی گبران بوده باشد.

     

    مطالعه بیشتر: غارهای بکر و دیدنی استان گیلان

     

    مطالعه ی مردم شناسی شهر نشانگر آنست که برخی طوایف آن بومی و برخی دیگر غیر بومی هستند که از دوران صفویه و افشاریه به این سو از نقاط مختلف به این شهر مهاجرت نموده و سکونت گزیده اند. این اقوام به تدریج زبان و فرهنگ خود را از دست داده، فرهنگ طوایف بومی را پذیرفته و به زبان آنان تکلّم نموده اند. زبان فعلی شهر جیرنده اگر چه در بین طوایف دارای لحن کلام متفاوتی است ولی به لحاظ نوع زبانی، یکدست محسوب میشود که پژوهشگر این اثر نام گیلتات بر آن نهاده است.

    نتیجه گیری در مورد تاریخ و تمدن عمارلو:

    بر اساس مطالعات انجام شده، منطقه عمارلو در شهرستان رودبار در استان گیلان از استعداد بالقوه ی فراوان برای جذب گردشگر برخوردار است که در این مقاله زیتونت شده است تا پرده از چهره ی زیبا و قدیمی چند آبادی برداشته شود. پرده برداری از خاک خوردگان دیگر به پژوهشگران دیگر پیشنهاد میشود. همچنین سرمایه گذاری در آبادی های معرفی شده برای رونق صنعت توریسم مورد انتظار است.

    توضیحات گردشگری منطقه عمارلو:

    پناهگاه-خَلوَش در کیلومتر پانزده جاده جیرنده–لوشان در معدن سنگرود بر دست راست جاده واقع است. غاری به طول صدو هشتاد متر و رو به آفتاب که حتی امروزه نیز دامداران بومی، طرف باز غار را سنگچین کرده، از آن جهت آغل گوسفندان بهره برداری مینمایند. این محل به نامهای کُچی گاچه وکِیمرزی گاچه نیز شناخته میشود. کُچی و کِیمرز نام دو تن از دامداران جیرنده ای ساکن در خَلوَش میباشد. هیأت باستان شناسان ایران و ژاپن در سال 1381 تعداد هژده قطعه سنگ دست ساز متعلق به اواخر دوران پارینه سنگی (دوره ماگدالینی)، حدود ده الی شانزده هزار سال قبل از میلاد مسیح در این غار و دره های در حاشیه، جمع آوری نموده اند. 

    جام زرین عمارلو گیلان: قدمت این جام به نیمه ی نخست هزاره اول پیش از میلاد باز میگردد. این جام حالت استوانه ای دارد و ارتفاع آن 11.5 سانتیمتر و قطر دهانه و کف آن به ترتیب 7.5 و 7 سانتیمتر است. جام زرّین با دو ردیف نقش برجسته تزیین شده است. در ردیف بالا نقش حمله ی شیر به گوزن چهار بار تکرار شده است. بر روی شانه و کپل شیر نقش گردونه ی خورشید (صلیب شکسته) قرار دارد. در ردیف دوم انسانهای زانو زده با کلاه و موهای تزیین شده ظرفی در دست دارند که از میان آنها گیاهی(درخت زندگی) خارج شده است. از درون هر ظرف رشته آبی خارج و به درون ظرف دیگری سرازیر شده است. در بالا و پایین جام نقوش زنجیره ای و در بین دو ردیف نقش برجسته، یک نوار جناقی دیده می شود. در کف ظرف نقش هندسی ترنج و گل پنج پر حک شده است. 

    انسان عمارلو: نامگذاری آقای دکتر ناصر عظیمی، دکترای جغرافیای شهری و صاحب تألیفاتی همچون تاریخ تحولات اجتماعی و اقتصادی در گیلان، پویش شهرنشینی و مبانی نظام شهری و برنامه ریزی منطقه ای شهری و انباشت سرمایه، برای انسان ما قبل تاریخ در پناهگاه های خَلوَش آسکابُن در بخش عمارلو. قدمت آثار سنگی یافت شده در پناهگاه های یاد شده(خلوش 18 قطعه و آسکابن 28 قطعه) به دوره ی ماگدالینی دوران پارینه سنگی می رسد.

     

    مطالعه بیشتر:فضاهای جنگلی، مناطق ییلاقی و مناطق حفاظت شده در استان گیلان | جاذبه های گردشگری گیلان را بهتر بشناسیم

     

    آمارد یا مارد: طایفه آمارد در محل عمارلوی فعلی سکونت داشتند. آنان جنگجوترین طایفه غیر آریایی بودند که در حاشیه سپید رود زندگی میکردند و سپید رود به نام آنان رود آمارد خوانده میشود. پاره ای از زبانشناسان واژه های مرد، مردانه و مردم را در فارسی و همچنین فعل مَرَد و مشتقات آنرا در عربی از نام این طایفه میشناسند.

    پیرنیا در باره طوایف بومی ایران هنگام ورود آریاییها مینویسد: در مغرب ایران مردمانی بوده اند موسوم به کاس سو که نژاد آنها محققاً معلوم نیست، در گیلان کادوسیان، در مازندران تپوریها، در میان کادوسیان و تپوریها، ماردها یا آماردها – سفید رود را در قدیم آمارد می نامیدند – در جنوب عیالمی ها.

    توصیف جهانگیر سر تیپ پور از این قوم باستانی اینگونه است: "مارد ها مردمی خوش اندام، توانا و شجاع معرفی شده اند. در نبردهایی که به نفع شاهنشاه ایران شرکت میکردند غالباً جبهه های حساس را برای پیکارهای تعرضی و دفاعی عهده میکردند. مهمترین رویدادی که به نام آنها ثبت شده است، جنگ دفاعی آنان با اسکندر مقدونی است که نتیجه آن انصراف اسکندر از ورود به سرزمین ماردها و بازگشت به سمت گرگان بوده است. دیگر از رویدادهای مهم، جنگ ممتد فرهاد اول اشک پنجم(پسر ارشد فری یاپت که در حدود 176-171 قبل از میلاد به جای پدر بر تخت نشست) با ماردها است." ایشان در ادامه گفتار خویش به نقل از ژوستن می نویسد: "فرهاد جنگ را به کشور قومی سرسخت و شجاع کشاند که چند سال طول کشید و پس از غلبه، به فرمان وی گروهی از شجاعان ماردی کوچانده شده و به پاسداری در بند خزر(دروازه کاسپین) مأمور گردیدند. شاید بعد ازاین حادثه بود که نام قسمتی از گیلان شرقی بنام اشک ورد، اشک جان، اشک جان پهلو نامیده شد. ظاهراً بعد از این وقایع یعنی سرکوبی ماردها بود که قوم دیلم تقویت شد و عنصر غالب شناخته شد و در عهد ساسانیان نام خود را به سرزمینی داد که یک سوی آن قزوین و سوی دیگر آن کلاردشت بوده است.

    گل سوسن چلچراغ، افسونگرواصیل:

    گیاه نادر سوسن چلچراغ Lillum ilderbouri؛ سوسن داماش؛ چلچراغ،گیاهی است پایا دارای پیاز تخم مرغی یا کروی پوشیده از فلسهای زرد و سرنیزه ای شکل .... موسم گل: تیر ماه.

    این پدیده ی زیبا در بلندای ارتفاعات گیلان نزدیک به 2000 متری عمارلوی شهرستان رودبار واقع است و گونه ای کمیاب از گیاهان تیره سوسن می باشد. این سوسن سفید اوّل بار توسط یک دانشمند انگلیسی به نام لیدر بوری کشف و به دنیا معرفی گردید و از سال 1354 تحت مدیریت سازمان قرار گرفت. نادره گلی از باد یغما جان به در برده، در دور دستها در پناه درختچه های ولیک و نسترن وحشی و درلابلای درختچه های راش گلهای زیادی را بر روی هر ساقه حمل و چشم مشتاقی را به خود جلب میکند و پاداش راه دراز و سخت رسیدن را پاسخی شایسته میدهد و با نوازش ذهن هر جستجوگری در دامن چنین کوهستانی او را به آرامش دعوت میکند.

    اجاره و رزرو کلبه ویلا و خانه های روستایی گیلان در زیتونت

    0 روستای استخرگاه در پاییز (تصاویری زیبا از پاییز روستای استخرگاه رودبار)

    ما قبلا در نوشته هایی جداگانه به معرفی برخی از روستاهای جذاب و زیبای گردشگری شهرستان رودبار پرداخته بودیم. در این نوشته دوست داشتیم برخی از تصاویری که دوستان خوبمان در وایو ادونچر از سفر اخیرشان به روستای استخرگاه گرفته اند را با شما به اشتراک بگذاریم.

    امیدواریم از این تصاویر لذت ببرید و این تصاویر انگیزه ای برای سفر شما و دیدن روستای استخرگاه باشد.

    روستای استخرگاه رودبار در زیتونت

    روستای استخرگاه رودبار

    روستای استخرگاه رودبار در زیتونت

    روستای استخرگاه در رودبار گیلان

    روستای استخرگاه رودبار در زیتونت

    روستای استخرگاه رودبار

     

    روستای استخرگاه در رودبار گیلان زیتونت

    خانه های روستایی استخرگاه رودبار را آنلاین از طریق زیتونت اجاره و رزرو نمایید

    خانه های روستایی گیلان را آنلاین از طریق زیتونت اجاره و رزرو نمایید

     

    روستای استخرگاه کجاست؟ روستای استخرگاه رودبار را بهتر بشناسیم
    0 روستای استخرگاه کجاست؟ روستای استخرگاه رودبار را بهتر بشناسیم

    خانه های روستایی گیلان و استخرگاه را آنلاین از طریق زیتونت رزرو نمایید

    [خانه های روستایی استخرگاه در رودبار گیلان را آنلاین از طریق زیتونت اجاره و رزرو نمایید]

    تاکنون در زیتونت روستاهای اسطلخ جان، حلیمه جان، دیورش از روستاهای شهرستان رودبار و استان گیلان را معرفی کرده ایم. در این نوشته به یکی از زیباترین روستاهای رودبار، روستای استخرگاه خواهیم پرداخت.

    روستای استخرگاه رودبار را آنلاین از طریق زیتونت اجاره و رزرو نمایید

    ♦ روستای استخرگاه رودبار:

    روستای استخرگاه از توابع بخش رحمت آباد شهرستان رودبار (زیتون) می باشد. این روستا در 35 کیلومتری مرکز شهرستان و در 75 کیلومتری شهر رشت واقع شده است.

    روستای بسیار زیبای استخرگاه که در دامنه کوه درفک و در دل جنگل های سر به فلک کشیده قرار دارد.
    روستاهای اطراف استخرگاه عبارتند از: دفراز، پلنگ دره، دشتویل، راجعون، پشتهان، چره، چلکاسر، گنبگ، رشی وسی دشت.
    این روستا طبق سرشماری سال 90 دارای 46 خانوار و 176 نفر جمعیت می باشد و شغل اکثر مردم این روستا کشاورزی و دامپروری می باشد.

    مطالعه بیشتر: اقامتگاه بوم گردی چیست و اقامتگاه های بوم گردی چه شرایطی باید داشته باشند؟

    دلیل نامگذاری این روستا به استخرگاه:

    به علت وجودداشتن 2 استخر دراین روستا که یکی درضلع شرقی و دیگری درضلع غربی روستا میباشند، استخرگاه به این نام خوانده شده است. استخرضلع شرقی روستا محل ذخیره آب زمینهای کشاورزی روستای دفراز میباشد.

    روستای استخرگاه در رودبار

    روستای استخرگاه رودبار

    روستای استخرگاه در رودبار گیلان

     روستای استخرگاه رودبار گیلان

    لینک مرتبط: خانه های روستایی استخرگاه رودبار در استان گیلان را آنلاین رزرو نمایید

     

    روستای استخرگاه رودبار

    روستای استخرگاه رودبار

    جاذبه های گردشگری روستای استخرگاه: 

    روستایی زیبا باطبیعت بکر که در ۲۰کیلومتری شهرستان رودبار و در فاصله زمانی ۴ ساعته از تهران قرار دارد .هر ساله گردشگران زیادی از این روستا دیدن می کنند.

    جاذبه های دیدنی این روستا:

    خانه روستایی تاریخی با قدمت حدود ۱۰۰سال و با معماری سنتی خود درمرکز روستا یکی از جاذبه های گردشگری می باشد. در محوطه این خانه استخر زیبایی قرار دارد که اسم این روستا نشات گرفته از همین استخر می باشد. در قسمت بالادستی این استخر کوه میرزا قرار دارد که مکان مناسبی برای کوهنوردی می باشد. آبشار زیبای استخرگاه که از دامنه کوه درفک نشات میگیرد در دل جنگل های بکراین روستا قرارگرفته است. کوه درفک که درقسمت شرقی این روستا قرار دارد بر زیبایی های این روستا افزوده است. همچنین این روستا یکی از مسیرهای اصلی صعود کوهنوردان به کوه درفک می باشد.

    ما در زیتونت خانه های روستایی استخرگاه را برای رزرو شما قرار داده ایم، اگر می خواهید لحظات خاطره انگیزی داشته باشید و از طبیعت خاص و زیبای استخرگاه استفاده کنید، کافی است خانه های روستایی استخرگاه را از طریق این لینک رزرو نمایید.

     

    خانه های روستایی استخرگاه رودبار را آنلاین از طریق زیتونت رزرو کنید:

     

    خانه روستایی پدربزرگ در روستای استخرگاه رودبار 

     

    خانه روستایی پدربزرگ استخرگاه 

     

    خانه روستایی مهیار در روستای استخرگاه رودبار 

    خانه روستایی مهیار استخرگاه

     

    خانه روستایی گلرخ در روستای استخرگاه رودبار

    رزرو خانه روستایی گلرخ در استخرگاه رودبار

    مشارکت کنندگان اصلی در بخش بوم گردی (مدیران مناطق حفاظت شده، جوامع محلی، مقامات دولتی)
    0 مشارکت کنندگان اصلی در بخش بوم گردی (مدیران مناطق حفاظت شده، جوامع محلی، مقامات دولتی)

    در نوشته های قبلی زیتونت مطالب مهمی در ارتباط با بوم گردی منتشر کرده ایم که از شما همراه گرامی خواهشمندیم قبل از مطالعه این مقاله، نوشته های قبلی را از طریق لینک های زیر بخوانید:

    ♦ اقامتگاه بوم گردی چیست؟

    ♦ تعاریفی دقیق از بوم گردی

    ♦ اصطلاحات مرتبط با بوم گردی یا بسیار نزدیک به بوم گردی

    ♦ منافعی که بوم گردی برای حفاظت از محیط زیست دارد

     

    افراد زیادی در بخش بوم گردی با علاقه ها و اهداف متفاوت مشارکت دارند. نقش برخی از آنها برجسته تر از دیگران است. 

    مشارکت قوی رمز موفقیت بوم گردی است، تا اهداف چند منظوره ی حفظ منابع طبیعی و توسعه متوازن تحقق یابد. این همکاری گاهی اوقات بدلیل نیازهای متفاوت افراد با چالش های مواجه است.

    بازیگران اصلی عرصه بوم گردی، کارکنان مناطق حفاظت شده، مردم و سازمان های اجتماعی، بخش خصوصی گردشگری و تعدادی از مقامات دولتی و سازمان های مردم نهاد هستند. 

    بدون شک تعامل اثربخش بین این افراد، سبب می شود تا فعالیت در زمینه بوم گردی موثر واقع شود.

    ♦ مدیران مناطق حفاظت شده:

    بوم گردی در مناطق حفاظت شده شکل می گیرد و توسعه می یابد، این مناطق با وضعیت چالش برانگیزی مواجه هستند، کارکنان مناطق حفاظت شده اغلب زیست شناس، گیاه شناس یا متخصص در حیات وحش هستند و شغل انها حفاظت از گونه های با ارزش در پهنه سرزمین و دریاها است. وظیفه اصلی آنها سرشماری و مدیریت بر حیات وحش و حفاظت از امکانات و تسهیلات بازدیدکنندگان است. 

    به هر حال بوم گردی کارآمد، نیازمند آن است تا کارکنان مناطق حفاظت شده با دقت بیشتری عمل کنند و به شیوه ای علمی و آگاهانه، با مردم محلی و راهبران اجتماعی از جمله ریش سفیدان و فعالان عرصه گردشگری مثل گشت بران، دفاتر مسافرتی، راهنمایان گشت، موسسات گردشگری دولتی و دیگران تعامل داشته باشند.

    کارکنان مناطق حفاظت شده باید بتوانند اصطکاک منافع بین مشارکت کنندگان در بخش بوم گردی را به گونه ای هدایت کنند تا اهداف مناطق حفاظت شده و حفظ منابع طبیعی محقق گردد. البته گاهی میتوان این وظیفه را به سازمان های مردم نهاد یا NGOs واگذار نمود.

    یادمان باشد این مدیران مناطق حفاظت شده هستند که بعنوان اولین نفرات شاهد دگرگونی محیط زیست و منابع طبیعی بوده و می توانند اطلاعات ارزشمندی به گردشگران بدهند، چرا که بخشی از این دگرگونی از عملکرد اشتباه گردشگران ناشی می شود.

    ♦ جوامع محلی:

    مردمی که درون یا پیرامون مناطق حفاظت شده زندگی می کنند، یکدست و همگن نیستند. در حقیقت، حتی درون یک جامعه کوچک نیز افرادی با دیدگاه ها و تجربه های گوناگون زندگی می کنند.

    اما درباره مردم محلی و ارتباط آنها با بوم گردی، موارد زیر حائز اهمیت است:

     دراثر فعالیت های بوم گردی، برخی جوامع روستایی به طور ناگهانی زندگی آرام خود را درون یک فعالیت بین المللی می بینند.

    علاقه مندان به طبیعت گردی به سرزمین آنها هجوم آورده اند. گرچه معمولا طبیعت گردان از کنار سکونت گاه های آنها می گذرند و به درون مردم و سکونتگاه های آنها وارد نمی شوند.

    مردم محلی نسبت به ورود گردشگران به سرزمین خود واکنش های متفاوتی نشان می دهند. برخی نمی خواهند کاری برای گردشگران انجام گیرد و خواهان حفظ حریم خصوصی خود هستند، و به دگرگونی های حاصل از ورود گردشگران روی خوش نشان نمی دهند.

    گردشگری، برخی از جوامع محلی را وسوسه می کند تا آنها نیز گام هایی برای توسعه گردشگری بردارند. در مکان هایی که فرصت های اشتغال محدود است، یا وقتی ساکنین احساس کنند که گردشگری به حفظ منابع آنها کمک می کند، در این صورت گردشگری برای آنها جذاب و فریبنده خواهد بود.

    مردم بسیاری از کشورهای در حال توسعه، پذیرای بازدید کنندگان و تهیه کنندگان برنامه های بوم گردی هستند. گاهی انگیزه ی آنها حفظ منابع طبیعی پیرامون خود است و گاهی بوم گردی را بدلیل منفعت اقتصادی مورد حمایت قرار می دهند.

    در انتهای این نوشته با هم مروری بر مطالعه موردی خواهیم داشت که بسیار نقش پر رنگی در بوم گردی ایفا کرده است. و تلاش خواهیم کرد تا مقایسه ای داشته باشیم بر کارهایی که در روستاهای استان گیلان صورت گرفته است( البته این مقایسه صرفا بر اساس تجربیات تیم زیتونت است)

    ♦ صنعت گردشگری:

    گردشگری، صنعت گسترده ای است، این صنعت با قشر وسیعی از افراد سرو کار دارد، گشت بران و دفاتر مسافرتی که سفرها را اداره می کنند، کارکنان خطوط هوایی و کشتی های تفریحی و رانندگان خودروهای مسافربری، کارکنان هتل های بزرگ و اقامتگاه های خانوادگی کوچک، سازندگان صنایع دستی، مالکین رستوران ها، راهنمایان گشت و دیگر کسانی که به صورت مستقل به گردشگران، کالا و خدمات ارائه می کنند، از جمله این افراد هستند.

    بسیار مهم است که کارکنان مناطق حفاظت شده و مردم محلی، چگونگی تعامل خود را با بخش گردشگری فرا بگیرند.

    عده ی زیادی از متخصصان صنعت گردشگری اعتقاد دارند که تنها عاملی که تمام دست اندرکاران بخش گردشگری را دور خود جمع می کند، کسب درآمد و منفعت است، حضور فعالان صنعت گردشگری در بخش بوم گردی نیز دارای منافعی است، آنها می دانند که گردشگران چه می خواهند و چه می کنند. دوم اینکه فعالان صنعت گردشگری با تشویق رفتارهای خوب گردشگران، آنها را تحت تاثیر قرار می دهند و تاثیرات منفی آنان را در مناطق حفاظت شده به حداقل می رسانند.

    سوم اینکه گردشگری نقش اساسی در ارتقا و پیشبرد بوم گردی دارد. فعالان صنعت گردشگری می دانند که چگونه مسافران را از طریق نشریات و رسانه ها و اینترنت و سایر ابزارهای اطلاع رسانی به سوی مقصدهای بوم گردی هدایت کنند، بنابراین حلقه واسط بین مکان های مناسب بوم گردی و مسافران به حساب می آیند.

     

    ♦ مقامات دولتی:

     

    بسیاری از مدیران دولتی، در برنامه ریزی و توسعه و مدیریت بوم گردی مشارکت دارند. این افراد از بخش گردشگری، منابع طبیعی، حیات وحش و مناطق حفاظت شده، آموزش و پرورش، توسعه اجتماعی، امور مالی و حمل و نقل مامور می شوند تا در فعالیت های بوم گردی همکاری داشته باشند. مقامات دولتی ابتدا در سطح منطقه ای و محلی نیز به فرآیند توسعه بوم گردی کمک می کنند.

    مقامات دولتی در توسعه بوم گردی چند نقش مهم بر عهده دارند. آنها بستری برای رهبری و هدایت فعالیت های بوم گردی فراهم می کنند. 

    مقامات دولتی مسئول ایجاد زیرساخت ها در خارج از محدوده ی مناطق حفاظت شده هستند. ممکن است این زیرساخت ایجاد یک خط هوایی در شهرهای بزرگ و یا ساخت جاده ای درجه دو در مکانی دور افتاده باشد.

    دولت عهده دار ایجاد و توسعه ی شبکه های اصلی حمل و نقل و مواردی از این قبیل است و احتمال دارد سایر خدمات مهمی چون ساخت مراکز بهداشتی و درمانی در نواحی روستایی را برای توسعه بوم گردی انجام دهد.

     

    مطالعه موردی و مقایسه آن با کارهایی که در روستاهای گیلان به عنوان روستای بدون بیکار مطرح شد.

    جامعه کاپیرونا در اکوادور بعنوان نمونه ای موفق در بوم گردی و توسعه پایدار، در شهر کاپیرونای اکوادور به منظور مقابله با توسعه فعالیت های نفتی در سال 1990 تدوین شد. 

    این شهر برای توسعه ی بوم گردی اقدامات زیر را انجام میدهد:

    کاپیرونا-اکوادور-توسعه-بومگردی

    برنامه بوم گردی شامل پیاده روی آرام در دل جنگل برای دیدن درختان گل ابریشم گرمسیری و دیگر درختان سرسبز، تراش سنگ نمک و بازدید از موجودات در شب 

    در کنار آن گردشگران می توانند از وقت آزاد خود و باقیمانده زمان در رودخانه شنا کنند، والیبال بازی کنند، از نسیم ساحل لذت ببرند و درباره تاریخ کوای چو مطالعه کنند

    چهار نفر گشت بر یا راهنمای محلی آموزش دیده، فعالیت بازدیدکنندگان، تعامل با جامعه محلی و تقاضاهای ویژه را پاسخگو هستند

     

    این مطلب در آینده تکمیل خواهد شد. 

    هر روز تعداد زیادی از مسافران و گردشگران استان گیلان خانه های روستایی زیتونت را برای اقامت انتخاب و رزرو می کنند، شما می توانید از طریق لینک زیر خانه ی روستایی خودتان را انلاین رزرو نمایید.

     رزرو خانه روستایی