بسته
(0) کالا
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
دسته بندی محصولات زِیتونِت
    فیلترها
    Preferences
    جستجو
    خبرخوان

    وبلاگ

    0 جاذبه های گردشگری گیلان | جاهای دیدنی فومن | قلعه رودخان

    شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که با شنیدن نام کلوچه فومنی از خود بپرسید که فومن کجاستفومن یکی از شهرستان های استان گیلان است و دارای دو بخش مرکزی و بخش سردار جنگل است. فومن سوغاتی های زیادی مانند کلوچه فومن، برنج، چای و مکان های دیدنی و توریستی مانند روستای تاریخی و پلکانی ماسوله و قلعه رودخان دارد. این شهرستان از شهرستان های پر سابقه و دارای تاریخی دیرین است و بین شهرستان های رشت، شفت، صومعه سرا و ماسال قرار دارد.

    با ما در سایت زیتونت همراه باشید تا شما را به سفری اعجاب انگیز در فومن و به بنای تاریخی قلعه رودخان ببریم.

    قلعه رودخان؛ تاریخ - شکوه - عظمت

    یکی از مکان های پر سابقه در گذشته که دارای فرمانروایان بسیاری بوده است منطقه قلعه رودخان است. از زمان ساخت این قلعه اطلاعات درستی در دسترس نیست و احتمالا به دوره ساسانی بر می گردد اما بازسازی آن به دوره سلجوقی می رسد و محلی برای زندگی حاکم و سربازان بوده است.

    لینک مرتبط: خانه های روستایی، کلبه، ویلا و سوئیت در گیلان

    دقیقا دو بخش در قلعه روخان وجود دارد؛ بخش اول ارگ نام دارد و محلی برای زندگی حاکم و حرمسرای او بوده است و بخش دوم به نام قورخانه محل زندگی و تمرینات نظامی سربازان است.

    لینک مرتبط: خانه های روستایی، کلبه، ویلا و سوئیت در مازندران

    قلعه رودخان که محل فرمانروایی و محلی استراتژیک برای حاکمان آن زمان گیلان بوده است حالا تبدیل به اثری ماندگار از قدمت و تمدن گیلان شده است و هر ساله تعداد زیادی از گردشگران و توریست های ایرانی و خارجی را به خود جذب می کند.

    قلعه رودخان لقب بزرگترین قلعه آجری ایران را نیز یدک می کشد و از نظر ساخت و طراحی جز قلعه های شگفت انگیز ایران به شمار می رود.

     کلبه و خانه روستایی و ویلای جنگلی و کلبه چوبی در گیلان را  از طریق زیتونت رزرو نمایید

    0 جاذبه های گردشگری گیلان | احمدسرگوراب | روستای گردشگری خلیلان

    مقصد بعدی ما در استان گیلان، شهرستان شفت است. شهرستان شفت در فاصله ی 30 کیلومتری رشت قرار دارد و با شهرستان های رودبار، رشت، صومعه سرا و فومن احاطه شده است. این شهرستان از دو بخش شفت و احمد سرگوراب تشکیل شده است و شهر شفت فاصله ای 5 کیلومتری تا فومن دارد.

    این شهر از شهرهای کوچک و کم تر پیشرفت کرده استان گیلان به شمار می رود اما این عدم پیشرفت دلیلی بر جذاب نبودن یا زیبا نبودن این شهر نیست. بلکه این عدم پیشرفت از یک سو، باعث آن شده که مکان های طبیعی و زیبایی های خدادادی این شهرستان همچنان بکر و دست نخورده باقی بماند و طبیعت بومی و سنتی گیلان را برگرداند.

    به دلیل نزدیکی این شهرستان به رشته کوه البرز آب و هوای این شهرستان نیز خنک متمایل به کوهستانی است.

    با ما در زیتونت همراه باشید تا شما را به سفری اعجاب انگیز در شفت و به روستای خلیلان ببریم.

    روستای خلیلان؛ طبیعت بومی، زندگی سنتی

    روستای خلیلان از روستاهای با ارزش از نظر زیست بوم و زیستگاه جانوری و گیاهی است. این روستا با داشتن مناظر بکر و طبیعی و همینطور ناهمواری ها و کوه های در هم تنیده یکی از چشم نواز ترین مناطق شفت به حساب می آید.

    لینک مرتبط: خانه های روستایی، کلبه، ویلا و سوئیت در گیلان

    شما در این روستا می توانید از زیبایی هایی که هنوز دستخوش تغییر عوامل انسانی نشده است لذت ببرید. سبک زندگی سنتی و وجود مردمان بومی در این روستا که به کار کشت چای و نوغان و دامپروری مشغول هستند، همه و همه باعث شده تا این روستا همچنان اصالت خود را حفظ کند.

    لینک مرتبط: خانه های روستایی، کلبه، ویلا و سوئیت در مازندران

    از دیگر جاذبه های این روستا وجود آبگیرها و رودخانه های درون روستا است که محیط را برای مسافران و گردشگران دلنشین تر می سازد.

    برای رسیدن به روستا ابتدا به رشت سفر کنید و یا به شفت بروید. مقصد بعدی شما روستای آقا سید شریف در مسیر جاده فومن – سراوان است. به سمت روستای سقالکسار حرکت کنید و بعد از این روستا به خلیلان می رسید. در مسیر خود می توانید از زیبایی های دریاچه سقالکسار نیز لذت ببرید.

    رزرو کلبه ویلا سوئیت در گیلان و مازندران زیتونت

    0 نقش تمدن عمارلو در توسعه صنعت گردشگری شهرستان رودبار و استان گیلان (عمارلو یکی از مناطق دیدنی با تمدن چندهزارساله)

    صنعت گردشگری نقش بسیار مهمی در مرتفع ساختن جنبه هایی از زندگی و نیازهای جوامع انسانی دارد. توسعه گردشگری علاوه بر رشد و تبادل فرهنگی میان سایر ملل به کشف جایگاه های طبیعی، تاریخی و مکان هایی که کمتر مورد توجه واقع شده اند نیزکمک می کند.

    در هر کشوری جلوه ها و عناصر منحصر به فردی وجود دارد که سبب تازگی برای سایر سرزمین ها و فرهنگ ها می باشد. منطقه کوهستانی عمارلو واقع در استان گیلان با قدمت بالای فرهنگی و مذهبی خود از کهن ترین جاذبه های گردشگری ایران و رودبار به شمار می رود. این منطقه از یک سو پیدایش خود را با نادر شاه افشار آغاز می کند و از سویی دیگر بهترین نگرش را از طریق نیاکان خود یعنی هوشنگ پیشدادی وام می گیرد و زبان خود را به دو گونه تاتی و کردی تقسیم می کند.

    در این مقاله زیتونت ضمن پرداختن به موقعیت جغرافیایی، تاریخی، بافت زبانی و بعد دینی مردم ساکن در عمارلو با بهره گیری ازبازدیدهای مکانی درباره ی اقوام ساکن در آن منطقه به ویژه شهر جیرنده – بازماندگان قوم باستانی آمارد - گامی در جهت شناساندن چند آبادی زیبای ریشه دار در تاریخ به گردشگران ایران و جهان برداشته است.

    لطفا تا پایان این مقاله با زیتونت همراه باشید.

    در بخش معرفی آبادیهای شاخص تاریخی و چشم اندازهای زیبای طبیعی در عمارلو نیز به روستاهای بیورزین، آسکابُن، نوده و انبوه، کلیشم، داماش و جیرنده پرداخته ایم.

    در جای جای ایران زمین، مناطق بسیاری را میتوان یافت که از طبیعت زیبا، تاریخ پر قدمت و تمدن غنی برخوردارند که اگر تیزبینانه از طرف مسئولین و مردم بومی هر ناحیه به این مواهب نگریسته شود، از طریق جذب گردشگر فرصت های شغلی بسیاری ایجاد خواهد نمود. یکی از این مناطق زیبای طبیعی که انتخاب طبیعی بشر برای زیستن بوده است و پیشینه ی دراز سکونت در آن به دوران پیش از تاریخ و غارنشینی می رسد و جام زرّین عمارلو را به عنوان نماد تاریخ و تمدّن بر تارک خود نشانده است، بخش عمارلو در البرز غربی است.

    نقشه راه گردشگری شهرستان رودبار ( رودبار گیلان و جاذبه های گردشگری آن را ببینیم)

    به لحاظ مردم شناسی، ساکنین عمارلو به دو گروه مهاجر و بومی تقسیم میشوند. مهاجرین جماعتی از کردها هستند که مهاجرتشان در دو مقطع تاریخی اتفاق افتاده است. گروه نخست در زمان شاه عباس صفوی از سلیمانیه عراق و گروه دوم در زمان نادر شاه افشار از جلگه نیشابور و دشت ماروسک.

    بومیان عمارلو بازماندگان قوم باستانی آمارد هستند یا بنا به قول برخی پژوهشگران آمیزهای از گیل و آمارد و کادوسند که سابقه ی سکونتشان در این ناحیه به دورانهای پیش از تاریخ و انسان نخستین عمارلو می رسد.

    با این حال با کمال تحسّر و تاسّف، تا به امروز مورد غفلت مسئولین واقع شده است و فقر و محرومیت از درودیوار آن می بارد و انسان دلسوز را به اندیشه وا میدارد. این مقاله زیتونت گامی است در راستای شناساندن تنها و تنها چند آبادی صاحب چهره در متون تاریخی بلکه تا شاید نگاه مسئولین دولتی و غیر دولتی و به ویژه پژوهشگران مسائل تاریخ و تمدن را به منطقه جلب نماید و به ویژه تر آن که پای پر خیر و برکت گردشگر را برای لذت بردن از مواهب طبیعی و تاریخی به عمارلو باز کند و اشتغال جوانان را موجب آید.

    ضرورت نوشتن و معرفی بیشتر عمارلو رودبار

    مکانهای تاریخی عمارلو در امتداد نگاه پژوهشگر محترم آقای یوسف فلاحیان و گروه همکاران قرار گرفته اند وکتابی ساخته اند پر برگ با عنوان "گزارش تکمیلی برنامه پژوهشی؛ بررسی و شناسایی حوزه ی رودخانه ی شاهرود(عمارلو). ولیکن امّا با سبکی پژوهشی و مفصّل بدانها پرداخته شده است که شاید خارج ازحوصله ی گردشگر و مسافر معمولی باشد. از سویی دیگر دسترسی به این گزارش برای همگان به علت تیراژ محدود، ناممکن است. جاذبه های دیگر گردشگری این ناحیه هم تاکنون به صورت یکجا مدوّن نشده است. بنابراین به نظر می رسد که نام عمارلو همچنان مغفول است و همتی دیگر می خواهد برای شناساندن آن به ایرانیان و جهانیان.

    با جاذبه ی گردشگری رودبار{ روستای بالابراگور و روستای فرارود و روستای گردپشته شهرستان رودبار (جاذبه های گردشگری دیده نشده گیلان)}

     

    در این مقاله زیتونت به سوالات زیرپاسخ داده ایم:

    موقعیت جغرافیایی عمارلو چگونه است؟ و سابقه ی سکونت در آن به چه زمانی باز می گردد؟

    آیا طوایف ساکن در عمارلو بومی البرزکوه هستند یا از نقاط دیگر به اینجا مهاجرت نموده اند؟ 

    دین مردم عمارلو چیست؟

    مناطق تاریخی یا طبیعی عمارلو که قابلیت جذب گردشگر را داشته باشند، کدامند؟

     

    منطقۀ جغرافیایی عمارلو در رودبار گیلان:

    بخش کوهستانی عمارلو در دهستانهای جیرنده و کلیشم در شهرستان رودبار استان گیلان واقع شده است.

    ناحیه عمارلو در دو طرف ساحل شاهرود و در مشرق الحاق شاهرود به قزل اوزن سد منجیل کنونی گسترش یافته است. این منطقه از شمال به دیلمان و رحمت آباد و از مغرب به طارم (در استان زنجان) و از مشرق به رودبار محمدزمان خان و از شمال شرقی به اشکور و از جنوب به قزوین میرسد. (رابینو)

    نام عمارلو در زمانهای اخیر یعنی هنگامی که نادر شاه افشار قبیله ای به همین نام را در اینجا ساکن کرد، به این ناحیه داده شده است و گمان میرود نام این ناحیه قبلا خرگام بوده و در اعصار مختلف بخشی از طارم یا رودبار یا دیلمان بوده است. علامه دهخدا نیز با استناد به جغرافیای سیاسی کیهان با نظر رابینو درباره ی نام و وسعت منطقه عمارلو موافقت دارد.  واژه عمارلو امّا گروهی را نیز عقیده بر آن است که این نام برگرفته از نام قوم آمارد باشد که زمانی از سفید رود تا رود آمل سکونت داشتند و پایه گذار تمدن مارلیک بودند.

    با جاذبه ای گردشگری در رودبار (روستای اسطلخ جان، روستای حلیمه جان، روستای بالابراگور فرارود)}

     

    حسن پیرنیا هم میگوید: طایفه آمارد در محل عمارلوی فعلی سکونت داشتند و سفید رود را به نام آنان آمارد میخواندند

    بافت زبانی و فرهنگی عمارلو گیلان:

    زبان مردم عمارلو بر دو گونه تاتی و کردی است. کردها متعلق به قبیله ریشوند، شاخه ای ازایل بزرگ بِبِه(Bebe )سلیمانیه عثمانی می باشند که به وسیله شاه عباس اول صفوی به این منطقه کوچانده شده اند. طایفه ریشوند در روستاهای الموت و روستاهای کلیشم، ناوه و لایه از توابع عمارلو سکونت دارند. هنوز طایفه ای از قبیله بِبِه در ارزروم و شهر زور اقامت دارند.

    امروزه سلیمانیه و شهر زور در کشور عراق و ارزروم در ترکیه قرار دارد. بعدها قسمتی از زمینهای آنان بوسیله ی کردهای عمارلو(طایفه عمارلوی قوچان) که نادر در این ناحیه مسکن داد، اشغال گردید. قوم کرد عمارلو به قبایل متعددی تقسیم شدند که قبیله ی بیشانلو در جیرنده، شامخانلو در خرگام و انبوه، جمخانلو در منجیل، استاجانلو در پیرکوه و کرانلو در دیارجان ساکن گردیدند. (رابینو)

    استاد کلیم الله توحّدی مینویسد: کردهای عمارلو در جلگه ی ماروس نیشابور ساکنند و بقیه را نادر به عمارلوی گیلان کوچ داد. ایشان همچنین درباره ی دلیل مهاجرت اقوام کرد میگوید: نادر در همان اوان کار که از اتحاد و تجمع سران کرد و نفوذ آنها در دستگاههای اداری، نظامی سخت به وحشت افتاده بود، در صدد تضعیف و از هم پاشیدن آنان بر آمد تا با کاستن از قدرت روز افزون ایشان نفوذ کامل خود را مسجّل سازد. در اجرای این هدف قسمت مهمی از ایل سلحشور عمارلو را به نواحی گیلان کوچانید تا چون سد مقاومی در برابر تهاجمات و نفوذ سپاهیان روسیه ی تزاری مانع ورود بیگانگان به سرزمین ایران گردند و هم خود نادر از شرّ آنان در امان باشد. 

     

    مطالعه بیشتر:روستای استخرگاه کجاست؟ روستای استخرگاه رودبار را بهتر بشناسیم

     

    دلیل دیگری هم برای این مهاجرت گسترده از سوی محققین دیگر بیان می شود. احمد پناهی می نویسد: مهاجرت ها و جابجایی های دسته جمعی یکی دیگر از آفاتی است که از سوی نادرشاه به مردم مناطق مختلف تحمیل میشد. برخی از این مهاجرتها به فرمان نادر انجام میگرفت و برخی را مردم خود به اجبار و به عنوان گریز و فرار از حیطه قدرت شاه و عمّال او انجام میدادند.

    سپس از دکتر رضا شعبانی هم در کتاب تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، در این زمینه شاهد مثال می آورد: اتفاق کلمه همه ی کسانی که تاریخ نادر را نوشته اند بر این است که در پنج سال آخر سلطنت او، ظلم بی اندازه بر ایرانی رفت تا آنجا که میتوان گفت هیچ دولت متجاوز و غارتگر و بیگانه ای نیز، در یک سرزمین به استعمار کشیده، مرتکب آن نوع فجایع نمیگردیده است.

    اصالت تات:

    برخی از پژوهشگران تاتها را کوچ نشینانی میدانند که در دوره ی ساسانیان و در زمان انوشیروان به منظور نگهداری و پاسداری از دربند قفقاز از فارس به قفقاز کوچانده شده اند. پژوهشگران گروه دوم آنها را از بازماندگان قوم دروبیک می دانند که در اطراف کوه درفک ساکن بودند و دسته سوم از پژوهشگران، آنها را از بازماندگان قوم آمارد می دانند که به نظر میرسد نام عمارلو یا آماردلو از نام این قوم گرفته شده باشد.

    دکتر علی فتوحی نیز در گیلان نامه تصریح میکند: ماردها یا آماردها در محل عمارلوی فعلی سکونت داشتند.

    افشین پرتو نیز معتقد است دیلمان میان رویان و گیلان و تالش و ری و قزوین بود و طالقان و بخشی از تارم را در خود داشت. نامبرده در مورد ساکنین منطقه میافزاید: باشندگان دیلم بازماندگان کادوسها و آماردها و آمیزهای از آنان و گیلها و هزاران پناه آورده ی بارگاه ساسانی بودند.

    واژه هایی نیز امروزه در منطقه بر سر زبان بومیان جاری است که به نظر می آید میراث بر جای مانده از روزگارانی به درازنای تاریخ بشری است. واژه ی تور به صورت بسیط یا در ترکیبهای تور دیوانه، تور تبردار، تورُم تاس و تور بوگوجاک در معنای دیوانه به کار میرود که حسن پیرنیا قدمت آن را به زمان ورود آریاییان می رساند آنجا که می گوید: آریاییان مردم بومی را تور یا دیو می نامیدند.

     

    مطالعه بیشتر:مراسم های ویژه محلی در گیلان، گیلان را بهتر تجربه کنیم

     

    گیله مرد هم که امروزه فقط به مردم نواحی جلگه ای گیلان گفته می شود، ریشه ی واژه شناختی جالبی دارد و تصور میشود که سابقه اش به پیش از زمانی میرسد که ماردها توسط کادوسیان از نواحی جلگه ای به کوهستان های دیلم و عمارلو و.... رانده شوند.

    با این دیدگاه واژهی گیله مرد همان گیل+اَمَرد یا گیلَمَرد یا گیلمارد است و اشاره به دوران باستان دارد که این اقوام به صورت مختلط در این ناحیه میزیسته اند همانگونه که نام شیوای بانو کاسمارَک در جیرنده تلفیق جمعیّتی دو قوم کاس و مارد را در ناحیه عمارلو نشان میدهد.

    با توجه به مستندات ارائه شده ی تاریخی و واژگانی می توان نتیجه گرفت که از بین گروه های سه گانه ی محققین در ویکی پدیا، پذیرش نظرات گروه های دوّم و سوّم که گویشوران تات منطقه را بومیان بازماندهی نسل آمارد و کادوس میدانند، خالی ازوجه نیست. امّا نظر گروه نخست که تات های این ناحیه را مهاجرین زمان ساسانی از فارس به قفقاز میداند و ریشه های دیگر تاریخی در شمار نمی آورد، دور از ذهن به نظر می آید زیرا پذیرش آن به معنای انکار باشندگی دیرینه پایان چند هزارساله ی مارد و کادوس در منطقه است و یا نادیده انگاشتن حضور و فعالیّت آنان است و پر رنگ نمودن جماعت اندک مهاجر.

    ضمن آنکه روایت جهانگیر سرتیپ پور از ژوستن، پیکان سمت و سوی مهاجرت را، از آمارد به قفقاز میداند نه بالعکس. وی میگوید: گروهی از شجاعان ماردی کوچانده شده و به پاسداری دروازه ی کاسپین مأمور گردیدند.

    تکامل اندیشه ی دینی در باور مردم عمارلو:

    سکنه ی عمارلو امروزه تمامً پیرو تشیع جعفری هستند.

    عباس اقبال آشتیانی میگوید: مردم دیلم در تمام خلافت بنی امیه و اوایل امر بنی عباس هیچ وقت نگذاشتند پای قوم فاتحین اسلامی به سرزمینشان باز شود. بیش از دویست سال جنگ و خونریزی بین اعراب و دیلم بر پا بود.

    منوچهر خوش کلام نیز غیرقابل نفوذ بودن اندیشه و باور مردم این ناحیه را در دوران باستان اینگونه شرح میدهد: از آنجا که پس از ظهور و اسکان آریاییان در فلات قاره، گروهی از بومیان این سامان بر شیوه ی دین گذشتگان خود پای فشردند و به زرتشت و دین بهی او نگرویدند، در جای جای اوستا از این ناحیه(گیل ودیلم=verena) به نام سرزمین دیوها و دروغ پرستان سخن رفته است.

    آنان دین بهی را همان میدانستند که از طریق نیاکان خود از هوشنگ پیشدادی گرفته بودند.

    که ما را ز دین بهی ننگ نیست

    به گیتی به از دین هوشنگ نیست

    همه راه داد است و آیین مهر

    نظرکرده اندرشمارسپهر

     

    برای مردم تمدن مارلیک فرهنگ خورشید تا حد پرستش مهم بوده است. نقش ترنج های هندسی در کف بسیاری از جامها و ظرفهاست. خورشید در مرکز همه چیز است و همه ی جانداران از روشنایی او زندگی می گیرند.

    در دوران هخامنشی و ساسانی که آیین یکتا پرستی زرتشت دین رسمی کشور بود، مردم نواحی عمارلو هم بر آیین کهن خویشتن بودند و هم آیین جدید را پاس می داشتند و تا زمانهای طولانی پس از اسلام نیز بر آن عقیده پایبند بودند. افشین پرتو می گوید: بازماندگان دابویه با نام دابویهیان تا سال 144 هجری بر دیلم وگیلان فرمان راندند و به آیین ساسانیان سکه زدند و آتش آتشکده ها را فروزان نگه داشتند. ایشان در ادامه ی مقاله، در باره ی پذیرش دین اسلام توسط دیلمیان چنین می نویسد: نخستین خشت ساختار دگرگونی را پناه آوری یحیی بن عبدالله از بازماندگان امام حسن مجتبی علیه السلام نهاد.

    یحیی بن عبدالله در گریز از ستم هارون الرشید خلیفه ی عباسی به دیلم پناه آورد. بودن وی در دیلم تخم اندیشه ی اسلام را در باور دگرگونی پذیر مردم کاشت به گونه ای که چند دهه بعدتر که سادات علوی در جستجوی پناهگاهی رو به دیلم نهادند، مردم آشنا با باور آنان در آن دیار به آسانی و شادمانی پذیرایشان گشتند.

    سیر تطوّر اندیشه ی دینی در باور مردم عمارلو از نظر رابینو این گونه است: پیش از اسلام، عده ای از ساکنان گیلان و دیلمان، زرتشتی و عده ای دیگر بت پرست بودند. بدین معنا که خدای واره های گوناگون را میپرستیدند که خورشید در رأس آنان بود. مسلک مزدک هم در ناحیه ی دیلمان پیروانی داشته است.

    پس از شکست ایران در قادسیه، چهار هزار نفر از سربازان دیلم تصمیم گرفتند که به اسلام بگروند. از آن به بعد کسانی که از طرف خلیفه ی بغداد تحت شکنجه و تعقیب بودند میتوانستند در گیلان پذیرایی شوند. از مقابر که تقریباً در همه ی نقاط این ولایت پراکنده است و متعلّق به فرزندان علی و دختر پیغمبر میباشد میتوان دریافت که آنان نیز از این سرزمین به عنوان پناهگاه استفاده نموده اند. در سال 231 هجری عده ی زیادی از زرتشتیان دیلم به تبلیغ داعی کبیر حسن بن زید (حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن زید بن حسن از سادات حسنی اهل مدینه) به اسلام گرویدند.

    در قرن هفتم هجری نیز مردم کوهستان های جنوب لاهیجان و رانکوه، اسماعیلی مذهب بودند.

    از زمان صفویه و اعلام رسمی شیعه ی دوازده امامی جعفری به عنوان مذهب رسمی کشور مردم این ناحیه نیز مذهب جدید را اختیار نموده اند.

    عمارلو بنا نهاده بر بستر تاریخ:

    در جای جای دیرینه جای عمارلو می توان خاطره ای از گذر کاروان بشر خواند و بر جا نهاده ی خاکستر و سنگچین اجاقشان دید.

    کاروانگاهی که از ابتدای توانمند شدن بشر بر تراشیدن سنگ و ساختن فلز تا دوره های تمدن با شکوه هخامنشی و اشکانی و ساسانی و دوره های زمانی نزدیکتر یعنی دوره ی اسلامی شاهد حضور مسافران بوده است.

     

    مطالعه بیشتر:شیرکوه و دیورش در کجا قرار دارند؟ با تصاویری از روستای دیورش

     

     

    چندی از این بر جای مانده های تاریخ در سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان اثری ملّی شماره ی ثبت و شناسه ی هویت یافته اند و دفتری پرداخته اند پر برگ از گزارشات روشن یوسف فلاحیان سرپرست گروه پژوهش باستان شناختی حوزه ی شاهرود و بی شمار دیگرشان همچنان چشم در راه میدارند تا پاک دستانی برآیند و غبار زمان بروبند از چهره های تابناکشان.

    کمتر میتوان در عمارلو آبادیی سراغ گرفت که باشندگی آدمیان در آن تا به دیرگاهان تاریخ نرسد. از میان این دیر هنگامان تاریخ و زیبا رویان طبیعت، پرده از رخسار چندی میگشاییم و به دیدارشان چشم جان پر نشاط مینماییم.

    در مسیر حرکت از لوشان به جیرنده، نخستین روستای تاریخی عمارلو با نام بیوَرزین قرار دارد که در گویش محلی بدان بیورزُن گفته میشود. رابینو نام این روستا را به صورت بِوِرزین(Beverzin)ضبط نموده است و در دارالمرز چنین می نویسد: ملگونف عقیده دارد که این نام همان بِرزایلی Berzayli است که در اوستا از آن یاد شده است.

    حرمت روستا به خاطر وجود شریف امامزاده محمد حنفیه میباشد که گفته میشود فرزند امام علی بن ابیطالب است.

    آسکابن روستایی زیبا در عمارلو

    درفاصله ی حدود سه کیلومتری جنوب غرب جیرنده بر انتهای دامنه ی کوه مشرف به درّه، روستای کوچکی خفته است که پژوهشگران زمان باشندگی بشر را در آن تا درازنای تاریخ می شمارند. دو پناهگاه صخره ای نُه جوب دره (گُر) در جهت غرب روستا-روستای جدید که پس از زلزله سال 1369 احداث شده است. این دو پناهگاه قبالا توسط آقای بیگلری در مجله تاریخ و باستان شناسی به عنوان یک پناهگاه استقراری دوران پارینه سنگی جدید معرفی شده بود. 

    دکتر ناصر عظیمی پژوهشگر تاریخ گیلان بر اساس دست افزارهای یافت شده در پناهگاه های صخره ای نو جوب دره متعلّق به دوران ماگدالنی(10 تا 16 هزار سال پیش از میلاد) بر انسان ساکن پناهگاه های آسکابن و خَلوَش نام انسان عمارلو می نهد.

    نام روستا به صورت های اُسکَوْوُن نیز برزبان بومیان جاری است که با توجه به موقعیّت جغرافیایی آن روستای قدیمی پیش از زلزله 1369 یعنی بنا شدن در زیر کوه که از آسیب باد و بوران در امان است، طبیعی ترین نامگذاری به نظر میرسد. بومیان به چنین ویژگی زمین در هر جایی سُکّوبُن، کَندِ بُن، کوبُن و ناکِ بُن میگویند. در طالقان هم که همسایه سوی شرقی عمارلو پس از اَلَموت است، به پناهگاه زیر کوه،اُسکول/Ɂoskulمیگویند.

    روستای زیبای انبوه، ماسوله ای دیگر در گیلان 

    روستای تاریخی انبوه با دو محله ی بالا و پایین و بافتی متراکم دارای آثار باستانی بسیاری است از قبیل قلعه ی گنجک، گورستان گرچل، تپه ی کوبن، محوطه ی شاه نشین و شاه میرکلا، قلعه ی چیمارود و کُرپی (پل انبوه) که دو مورد اخیر مهمتر از بقیه و دارای شماره ی ثبت ملی در سازمان میراث فرهنگی هستند. این روستا با ارتفاع 1300 متر از سطح دریا در38 کیلومتری جنوب شرق جیرنده واقع است.

    روستای کلیشم رودبار

    درفاصله ی تقریبی 35 کیلومتری شرق جیرنده روستای زیبای در انزوای کلیشم قرار دارد که تا زمانی نه چندان دور بام اقتدار اقتصادی منطقه بوده است از آنرو که بنا نهاده بر شاهراه مواصلاتی قزوین به گیلان در دورانهای پیش از اسلام و پس از آن بود و محل اتراق و اسکان و استراحت و تجارت کاروانهای دو سویه به شمار میرفت. در کتاب "نشانیهایی دور از گذشته گیلان و مازندران" نیز نشانه های ارزشمندی از پیشینه ی تاریخی منطقه به چشم میخورد. جهانگیر سرتیپ پور مینویسد:رشته کوهی در گیلان با نام چَرَکوه، از جنوب به داماش امارلو و از شمال به دیلمان و از جانب غرب به کلیشم ارتباط دارد که یاد آور نام چخرگر اوستایی و شخرگر یا شخرکوه روزگاران بعد است.

    رونق اقتصادی این آبادی بر سر راه به حدی بوده است که میزان مالیات ثبت شده ی آن در زمان قاجار فاصله  ی قابل توجّهی را با مالیات های تمامی روستاهای عمارلو، حتّی جیرنده نشان میدهد.

    در کتاب "نامها و نامدارهای گیلان" سرگذشتی از آنچه از مبارزه ی دیلمیان با تازیان از سر این مردمان گذشته است، این چنین نقل میشود: در زمان حجّاج بن یوسف ثقفی، پس از آنکه مردم دیلم پیشنهاد وی را دایر بر سازش رد کردند، حجّاج قوایی از تازیان به فرماندهی پسر خود محمّد به قصد تصرّف گیلان به سوی دیلم گسیل داشت. جنگاوران دیلم و گیل به شیوه ی جنگی خود دشمن را با جنگ و گریز تا ناحیه کلیشم به کمینگاه کشاندند و در آنجا کار تازیان را ساختند که بقیه السّیف قوای تازی به صعوبت خود را به قزوین رساندند و محمّدبن حجّاج در آن شهر خود را به ساختن مسجدی مشغول داشت. عربان آن را اقلیسم نامیده در یاد داشتهای خود ثبت کرده اند.

     

    مطالعه بیشتر:آبشار کلشتر در کجا قرار دارد؟ چگونه به آبشار کلشتر رودبار برویم

     

    از جاذبه های گردشگری دهستان کلیشم میتوان سِل(استخر) طبیعیِ بر بلندای کوهِ خُلُشکوه را نشان کرد که سفره ی پر برکت و نعمت آب حیات خود را همیشه سخاوتمندانه در اختیار دو آبادی کلیشم و خَرَکو(خرمکوه)نهاده است. از آثار باستانی این دهستان، می توان به محوطه خَرِ چاک متعلّق به دوران عصر آهن 2 و 3 با شمارهی ثبت ملّی 12333 اشاره کرد.

    از جشنواره های بومی و محلّی عمارلو، مالشوران آن سهم دهستان کلیشم است که در شهریور ماه 1394 نخستین نوبت آن با حضور مسوولین محلی و علاقمندان به فرهنگ و هنر بر کنار استخر بر قلّه ی کوه نهاده ی خُلُشکوه به اجرا در آمد.

    روستای داماش در عمارلو رودبار گیلان

    دهکده ای توریستی با چشم اندازی زیبا محل رویش طبیعی سوسن چلچراغ، ییلاق نشین جیرنده ای هاست و درضلع شمالی جیرنده و با فاصله ی هفت کیلومتری از آن قرار دارد. 

    جهانگیر سرتیپ پور می گوید: داماش دهی است از بلوک خورگام آمارلو از شهرستان رودبار. نام داماش یادآور نام اسپی – تاماس است که پسرش اسپی تاس از جانب کوروش به حکومت مردم دربیک منصوب شد. باید دانست که داماش در منطقه ای قرار دارد که در حوزه ی کوه درفک است، نامی که دربیک را به یاد میآورد و همچنین داماش از ناحیه آمّارلوست که یاد آور نام آمارد، مارد و همچنین نام پادشاه دربیکی ها، آمارایس است که در جنگ با کوروش به قتل رسید و حوزه ی فرمانروایی اش به اسپی تاس فرزند اسپی تاماس واگذار شد.

     

    مطالعه بیشتر:یک روز را در روستای گردشگری حلیمه جان خواهیم بود

     

    جیرنده در گیلان

    شهر بر کوه نهاده ی جیرنده از سال 1338 خورشیدی مرکز بخش عمارلوست که فاصله ی آن تا شهر آفتاب گیلان یعنی لوشان چهل کیلومتر است.

    جیر به معنای پایین و دی به معنای ده می باشد که با میانوند نسبت ین به هم ربط داده شده اند. نام آبادیهای پیرامون نیز به گونه ای است که در ترکیب آنها دی در معنای ده به کار رفته است.

    ازمهمترین آثار تاریخی شهر میتوان به امامزاده عسگر، زیارتگاه بی بی زینب خاتون، امامزاده محمد و امامزاده عبدالله ابنان امام محمد باقر علیهم السلام، کافر قلعه یا دزد کمر یا قَلَه پَس یا خُلَ کَمَر، کوهستان بسیار کهنسال جیریندی، بیست و چاهار پُلتُکان با نام دیگرگرمِ لوکَّی (به معنی سوراخ گرم) و محوطه ی باستانی سیاکول در کُلُش خانی متعلّق به عصر آهن 1 و 2 که دارای شماره ی ثبت ملی9400از سازمان میراث فرهنگی کشور است اشاره کرد.

    گزارش بومیان حکایت از تونلی زیر زمینی در جیرنده دارد که دو نقطه از آن را دیده اند در محوطه ی خانه هایی در حیدر خانیَ مَلّه و نقطه ای دیگر را در محوطه ای که به نام دبیرستان مرحوم مهندس اکبر صانعی می ساخته اند در فازشهری 2 که از دو سو امتداد داشته است؛ سویی به جنوب و حیدر خانیَ مَلّه و سویی دیگر به شمال و بانک ملی.

    جهانگیر سرتیپ پور درباره ی قدمت جیریندی مینویسد: جیرنده قصبه ای است که مرکز بلوک فاراب آمارلو شهرستان رودبار دارای آثاری از گذشته ی دور. بقایای قلعه خرابهای به نام کافر قلعه در آن دیده می شود که شاید به معنی قلعه ی گبران بوده باشد.

     

    مطالعه بیشتر: غارهای بکر و دیدنی استان گیلان

     

    مطالعه ی مردم شناسی شهر نشانگر آنست که برخی طوایف آن بومی و برخی دیگر غیر بومی هستند که از دوران صفویه و افشاریه به این سو از نقاط مختلف به این شهر مهاجرت نموده و سکونت گزیده اند. این اقوام به تدریج زبان و فرهنگ خود را از دست داده، فرهنگ طوایف بومی را پذیرفته و به زبان آنان تکلّم نموده اند. زبان فعلی شهر جیرنده اگر چه در بین طوایف دارای لحن کلام متفاوتی است ولی به لحاظ نوع زبانی، یکدست محسوب میشود که پژوهشگر این اثر نام گیلتات بر آن نهاده است.

    نتیجه گیری در مورد تاریخ و تمدن عمارلو:

    بر اساس مطالعات انجام شده، منطقه عمارلو در شهرستان رودبار در استان گیلان از استعداد بالقوه ی فراوان برای جذب گردشگر برخوردار است که در این مقاله زیتونت شده است تا پرده از چهره ی زیبا و قدیمی چند آبادی برداشته شود. پرده برداری از خاک خوردگان دیگر به پژوهشگران دیگر پیشنهاد میشود. همچنین سرمایه گذاری در آبادی های معرفی شده برای رونق صنعت توریسم مورد انتظار است.

    توضیحات گردشگری منطقه عمارلو:

    پناهگاه-خَلوَش در کیلومتر پانزده جاده جیرنده–لوشان در معدن سنگرود بر دست راست جاده واقع است. غاری به طول صدو هشتاد متر و رو به آفتاب که حتی امروزه نیز دامداران بومی، طرف باز غار را سنگچین کرده، از آن جهت آغل گوسفندان بهره برداری مینمایند. این محل به نامهای کُچی گاچه وکِیمرزی گاچه نیز شناخته میشود. کُچی و کِیمرز نام دو تن از دامداران جیرنده ای ساکن در خَلوَش میباشد. هیأت باستان شناسان ایران و ژاپن در سال 1381 تعداد هژده قطعه سنگ دست ساز متعلق به اواخر دوران پارینه سنگی (دوره ماگدالینی)، حدود ده الی شانزده هزار سال قبل از میلاد مسیح در این غار و دره های در حاشیه، جمع آوری نموده اند. 

    جام زرین عمارلو گیلان: قدمت این جام به نیمه ی نخست هزاره اول پیش از میلاد باز میگردد. این جام حالت استوانه ای دارد و ارتفاع آن 11.5 سانتیمتر و قطر دهانه و کف آن به ترتیب 7.5 و 7 سانتیمتر است. جام زرّین با دو ردیف نقش برجسته تزیین شده است. در ردیف بالا نقش حمله ی شیر به گوزن چهار بار تکرار شده است. بر روی شانه و کپل شیر نقش گردونه ی خورشید (صلیب شکسته) قرار دارد. در ردیف دوم انسانهای زانو زده با کلاه و موهای تزیین شده ظرفی در دست دارند که از میان آنها گیاهی(درخت زندگی) خارج شده است. از درون هر ظرف رشته آبی خارج و به درون ظرف دیگری سرازیر شده است. در بالا و پایین جام نقوش زنجیره ای و در بین دو ردیف نقش برجسته، یک نوار جناقی دیده می شود. در کف ظرف نقش هندسی ترنج و گل پنج پر حک شده است. 

    انسان عمارلو: نامگذاری آقای دکتر ناصر عظیمی، دکترای جغرافیای شهری و صاحب تألیفاتی همچون تاریخ تحولات اجتماعی و اقتصادی در گیلان، پویش شهرنشینی و مبانی نظام شهری و برنامه ریزی منطقه ای شهری و انباشت سرمایه، برای انسان ما قبل تاریخ در پناهگاه های خَلوَش آسکابُن در بخش عمارلو. قدمت آثار سنگی یافت شده در پناهگاه های یاد شده(خلوش 18 قطعه و آسکابن 28 قطعه) به دوره ی ماگدالینی دوران پارینه سنگی می رسد.

     

    مطالعه بیشتر:فضاهای جنگلی، مناطق ییلاقی و مناطق حفاظت شده در استان گیلان | جاذبه های گردشگری گیلان را بهتر بشناسیم

     

    آمارد یا مارد: طایفه آمارد در محل عمارلوی فعلی سکونت داشتند. آنان جنگجوترین طایفه غیر آریایی بودند که در حاشیه سپید رود زندگی میکردند و سپید رود به نام آنان رود آمارد خوانده میشود. پاره ای از زبانشناسان واژه های مرد، مردانه و مردم را در فارسی و همچنین فعل مَرَد و مشتقات آنرا در عربی از نام این طایفه میشناسند.

    پیرنیا در باره طوایف بومی ایران هنگام ورود آریاییها مینویسد: در مغرب ایران مردمانی بوده اند موسوم به کاس سو که نژاد آنها محققاً معلوم نیست، در گیلان کادوسیان، در مازندران تپوریها، در میان کادوسیان و تپوریها، ماردها یا آماردها – سفید رود را در قدیم آمارد می نامیدند – در جنوب عیالمی ها.

    توصیف جهانگیر سر تیپ پور از این قوم باستانی اینگونه است: "مارد ها مردمی خوش اندام، توانا و شجاع معرفی شده اند. در نبردهایی که به نفع شاهنشاه ایران شرکت میکردند غالباً جبهه های حساس را برای پیکارهای تعرضی و دفاعی عهده میکردند. مهمترین رویدادی که به نام آنها ثبت شده است، جنگ دفاعی آنان با اسکندر مقدونی است که نتیجه آن انصراف اسکندر از ورود به سرزمین ماردها و بازگشت به سمت گرگان بوده است. دیگر از رویدادهای مهم، جنگ ممتد فرهاد اول اشک پنجم(پسر ارشد فری یاپت که در حدود 176-171 قبل از میلاد به جای پدر بر تخت نشست) با ماردها است." ایشان در ادامه گفتار خویش به نقل از ژوستن می نویسد: "فرهاد جنگ را به کشور قومی سرسخت و شجاع کشاند که چند سال طول کشید و پس از غلبه، به فرمان وی گروهی از شجاعان ماردی کوچانده شده و به پاسداری در بند خزر(دروازه کاسپین) مأمور گردیدند. شاید بعد ازاین حادثه بود که نام قسمتی از گیلان شرقی بنام اشک ورد، اشک جان، اشک جان پهلو نامیده شد. ظاهراً بعد از این وقایع یعنی سرکوبی ماردها بود که قوم دیلم تقویت شد و عنصر غالب شناخته شد و در عهد ساسانیان نام خود را به سرزمینی داد که یک سوی آن قزوین و سوی دیگر آن کلاردشت بوده است.

    گل سوسن چلچراغ، افسونگرواصیل:

    گیاه نادر سوسن چلچراغ Lillum ilderbouri؛ سوسن داماش؛ چلچراغ،گیاهی است پایا دارای پیاز تخم مرغی یا کروی پوشیده از فلسهای زرد و سرنیزه ای شکل .... موسم گل: تیر ماه.

    این پدیده ی زیبا در بلندای ارتفاعات گیلان نزدیک به 2000 متری عمارلوی شهرستان رودبار واقع است و گونه ای کمیاب از گیاهان تیره سوسن می باشد. این سوسن سفید اوّل بار توسط یک دانشمند انگلیسی به نام لیدر بوری کشف و به دنیا معرفی گردید و از سال 1354 تحت مدیریت سازمان قرار گرفت. نادره گلی از باد یغما جان به در برده، در دور دستها در پناه درختچه های ولیک و نسترن وحشی و درلابلای درختچه های راش گلهای زیادی را بر روی هر ساقه حمل و چشم مشتاقی را به خود جلب میکند و پاداش راه دراز و سخت رسیدن را پاسخی شایسته میدهد و با نوازش ذهن هر جستجوگری در دامن چنین کوهستانی او را به آرامش دعوت میکند.

    اجاره و رزرو کلبه ویلا و خانه های روستایی گیلان در زیتونت

    شهرستان صومعه سرا و جاذبه های گردشگری شهرستان صومعه سرا را بهتر بشناسیم
    0 شهرستان صومعه سرا و جاذبه های گردشگری شهرستان صومعه سرا را بهتر بشناسیم

    در زیتونت مطالب سلسله واری از گردشگری گیلان و جاذبه های گردشگری هر شهرستان به تفکیک منتشر می کنیم. در چند نوشته ی قبلی با هم مروری داشتیم بر:

    گردشگری رودبار و جاذبه های گردشگری شهرستان رودبار

    گردشگری شفت و جاذبه های گردشگری شهرستان شفت

    گردشگری سیاهکل و دیلمان و جاذبه های گردشگری سیاهکل

    در این نوشته با هم مروری خواهیم داشت بر جاذبه های گردشگری شهرستان صومعه سرا، اما قبل از آن اجازه دهید تا توضیحاتی کوتاه در مورد این شهرستان و موقعیت جغرافیایی آن داشته باشیم. با زیتونت همراه باشید.

    شهرستان صومعه سرا از شمال به بندرانزلی، از جنوب به شهرستان های شفت و فومن، از غرب به شهرستان های رضوان شهر و ماسال و از شرق به شهرستان رشت محدود است.

    شهر صومعه سرا در قدیم یکی از روستاهای وابسته به کسما و نام آن برگرفته از عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری، شیخ عبدالله صومعی است.

    در زمان نهضت جنگل، کسما یکی از بخش های صومعه سرا و اولین مرکز تشکیلات اداری و نظامی جنگلیها بوده است. مردم صومعه سرا اغلب به کار کشاورزی اشتغال دارند و برنج و چای و توتون از تولیدات اصلی آن شهرستان است.

    البته در برخی از کتاب ها به روایتی تاریخی اشاره می کنند، که اسمی از صومعه سرا برده نشده است و صرفا در دو رباعی منسوب به سید شرفشاه عارف قرن هفتم هجری قمری از صومعه سرا نام برده است. منطقه صومعه سرا مشتمل بر دو مرکز عمده امیرنشین تولم و گسکر بود که در متن های تاریخی، بارها به این دو نام اشاره شده است. 

    در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری نیز کسما که مرکز مبارزات جنگلیان بود، اعتبار خاصی داشت. برخی از متن ها نام صومعه سرا را برگرفته از نام عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری شیخ عبدالله صومعی می دانند که مریدان بسیار داشت و صومعه های متعددی به برکت وجود او در گوشه و کنار این شهر برپا شده بود.

    شهرستان صومعه سرا، در حال حاضر، یکی از مناطق رشد یافته اقتصادی و مهاجر پذیر استان است و از جاذبه های طبیعی جالب توجه برخوردار است که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم داشت.

    ♦ دیدنی های تاریخی و گردشگری صومعه سرا:

    مناره بازار گسکر که این مناره آجری بر سر راه دهکده ی جاده کنار آبادی مناره بازار در طرف راست جاده بنا شده است. بانی آن را به مردی به نام چل گوش چمنی نسبت می دهند و قدمت آن را به قرن دوم و سوم هجری مربوط می دانند.

    مصالح این مناره از آجر و ملاط آن ساروج است. این مناره به شماره 2681 آثار ملی میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.

    محوطه باستانی هفت دغنان شامل پل ها، ساختمان های قدیمی، حمام، قبرخوری سو معشوقه پیرشرفشاه در این جنگل زیارتگاه اهالی است.

    خرابه های قدیمی گسکر واقع در منطقه هفت غنان دارسرا

    تالاب هنده خاله

    تالاب سیاه درویشان

    تالاب باقلاکش

    تالاب و منطقه حفاظت شده سلکه که در شمال شهرستان صومعه سرا است.

    ییلاقات تنیان

    پارک جنگلی سیاه کوه در شهرستان صومعه سرا

    پل گاز رودبار ورودی صومعه سرا از طرف رشت بر روی رودخانه گاز رودبار

    پل خشتی پردسر یا خشت پل و پل بزرگ و کوچک اثر باستانی مناره بازار و آرامگاه خروسه (خوری سو)

    تالاب نرگستان

    غار نارنج پره تنیان که منطقه ای بسیار ییلاقی است.

    بازارهای هفتگی که یک شنبه بازار گرمی دارد

    باغ های چای و مزارع توتون

    ♦ سوغاتیها و صنایع دستی صومعه سرا:

    تابلوهای نقاشی و مینیاتور

    مروارید بافی

    صنایع چوب

    برنج 

    توتون

    هر هفته تعداد زیادی از گردشگران استان گیلان خانه های روستایی زیتونت را بصورت آنلاین رزرو می کنند و از طبیعت منحصر به فرد گیلان لذت می برند. شما می توانید از طریق لینک زیر خانه های روستایی زیتونت را آنلاین رزرو نمایید.

    خانه های روستایی گیلان را آنلاین رزرو کنید