بسته
(0) کالا
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
دسته بندی محصولات زِیتونِت
    فیلترها
    Preferences
    جستجو
    خبرخوان

    وبلاگ

    معرق کاری را بهتر بشناسیم ( هنر و صنایع دستی معرق)
    0 معرق کاری را بهتر بشناسیم ( هنر و صنایع دستی معرق)

    معرق در معنای کلام « اصولا هر چیز رگه دار را گویند» ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.

    در تعریف دیگری از معرق چوب آورده اند:

    هنر گردآوردن تکه های کوچک رنگین چوب با داشتن طرح از پیش تعیین شده به منظور ایجاد نقش مورد نظر و زیبا جلوه دادن آن طرح با استفاده از رنگ های طبیعی چوب.

    ♦ تاریخ پیدایش معرق کاری:

    تاریخ پیدایش هنر معرق کاری به درستی مشخص نیست. ولی از تطبیق هنرمنبت(معرق کاری) و کاشی کاری میتوان رابطه این دو هنر را دریافت.

    برای آشنایی با ریشه معرق کاری میتوان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد.

    این گنبد نوع بسیار ساده کاشی کاری بدین سبک است. کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداوم آن در عصر صفوی به اوج خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری بوجود آمد.

    در دوران افاغنه و زندیه با افول همراه شد و در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. با سفر هنرمندان به خارج از کشور و دیدن اروپا، گرایش آنان به فرهنگ اروپایی تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقش های کاشی کاری بوجود آمد.

    از آن پس ما شاهد طرح انسان و شکار و اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه بودیم.

    یکی از وجه تشابهات هنر کاشی کاری و معرق کاری روی چوب، شیوه ی عمل آنهاست که در هر دو از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.

    سابقه معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 هجری شمسی بر می گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور گرد هم آمدند و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیان گذاشتند.

    این موسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند مدرسه صنایع قدیمه، هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و اسامی دیگری مطرح بوده است.

    در سال 1360 به استناد موافقیت نامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرجوهای سنتی آغاز به کار کرد و سرانجام در سال 1362 با تاسیس اداره کل آموزش برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغازی نوین برای تداوم این هنر شد که در کنار آن میتوان از نام استاد سید کمال میر طبیبی نام برد که به آموزش منبت و معرق می پرداختند.

    منبت و معرق طی سالیان زیادی که از عمرش گذشته است، مدیون افراد زیادی است که از بین تعداد بیشماری افراد میتوان به نام های پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی، علی و خلیل امامی و احمد رعنا اشاره داشت.

    این هنر در آغاز برای تزیین میز و بوفه و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد. تنها نقش های اسلیمی با پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت.

    چوب آبنوس

    نمونه ای از چوب آبنوس

    چوب درخت توت

    نمونه ای از چوب توت

    چوب درخت گلابی

    نمونه ای از چوب گلابی

    در دوران قدیم شیوه ی اجرای معرق با شیوه ی اجرای امروز بسیار متفاوت بود و به نوعی شیوه ی معرق هندی بود. این شیوه به این صورت بود که هنرمندان صنایع دستی معرق کاری ابتدا بوسیله ی کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها روی شی مورد نظر را مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و اره ای به نام چِکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.

    این شیوه تا آنجا ادامه یافت که بالاخره احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد، و به صورت نیمه برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است.

    شکارگاه اثر-احمدرعنا

    در قسمت دوم این نوشته ضمن آشنایی با ابزارهای معرق کاری، به معرفی شیوه های معرق کاری خواهیم پرداخت، هچنین نگاهی کوتاه به مواد اولیه معرق کاری خواهیم داشت، با زیتونت همراه باشید.

    اگر این مقاله دارای نواقصی است، میتوانید در بخش نظرات سایت آن را با زیتونت و دیگر خوانندگان اینجا مطرح نمایید.

     

    سازمان های مرتبط با صنایع دستی
    0 سازمان های مرتبط با صنایع دستی

    ♦ سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران

    کشور ما از سال ها قبل با تشکیل وزارت فرهنگ و معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه در سال 1286، در حدود 110 سال از اولین وزارت خانه ی مربوط به فرهنگ و هنر این مرز و بوم می گذرد.

    همچنین بعد از تشکیل این وزارت، موزه ملی ایران، تشکیل اداره عتیقات به اقدامات دولت در زمینه میراث فرهنگی نتیجه بخشید.

    وقتی در سال 1343 وزارت فرهنگ و هنر تشکیل شد، مسائل مربوط به میراث فرهنگی به شکل تخصصی تری پیگیری شد.

    بعد از منتزع شدن و ادغام شدن های متوالی که گاهی با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادغام می شد، در سال 1382 جلسه علنی مجلس، به تاریخ 23 دی ماه برگزار شد که طی آن سازمان میراث فرهنگی، ایران گردی و جهانگردی از وزارت ارشاد اسلامی منتزع شد و بعد از ادغام آنها، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با کلیه اختیارات زیر نظر ریاست جمهوری تشکیل شد.

    پس از این سال ها برای حمایت های بیشتر از مقالات و فعالیت های گردشگری، پژوهشگاه هایی در کشور در این زمینه تاسیس شد.

    در سال فروردین ماه 1385 به منظور تقویت و توسعه صنایع دستی کشور و ایجاد هماهنگی با سیاست های توسعه صنعت گردشگری، سازمان صنایع دستی با تمام امکانات، وظایف، اختیارات، مسئولیت های قانونی، دارایی ها، نیروی انسانی، از وزارت صنایع و معادن منتزع و در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ادغام شد.

    در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی دارای شش بخش اصلی است که عبارتند از:

    ♦ حوزه ریاست میراث فرهنگی

    ♦ معاونت میراث فرهنگی

    ♦ معاونت صنایع دستی

    ♦معاونت گردشگری

    ♦معاونت سرمایه گذاری و طرح ها

    ♦معاونت توسعه مدیریت و امور مجلس واستان ها

    ما در اینجا صرفا به معاونت صنایع دستی خواهیم پرداخت چرا که با ماهیت سایت زیتونت همخوانی دارد.

    معاونت صنایع دستی خود دارای دفاتر زیر است:

    دفتر امور بازرگانی

    دفتر خدمات جهت حضور در نمایشگاه داخلی و خارجی

    دفتر آموزش و حمایت از تولید

    دفتر توسعه و ترویج و حمایت از تولید ( به نظر زیتونت این دفتر بسیار نقش مهم و کلیدی در صنایع دستی کشور دارد که اگر به خوبی نقش خود را ایفا نکند، احتمالا باز هم شاهد آن خواهیم بود که تعداد زیادی از رشته های صنایع دستی کم کم از بین خواهند رفت).

    همانطور که در بالا دفاتر مختلف صنایع دستی را ذکر کردیم. اشاره داشتیم که دفتر مربوط به حضور در نمایشگاه های داخلی و خارجی نیز از مهمترین دفاتر صنایع دستی است.

    معمولا بازاریابی یکی از ستون های اصلیش همین روابط عمومی و حامی گری و برگزاری رویدادهای مختلف است. بسیاری از صنایع دستی مان را در معرفی کردن به بازار خارجی ناموفق بوده ایم. شرکت در نمایشگاه های خارجی همانند آنچه در سال 2012 و میلان ایتالیا برگزار شد، یا نمایشگاهی که در بانکوک تایلند برگزار گردید، می تواند نقش بسیار کلیدی در معرفی آثار هنرمندان صنایع دستی ایران زمین داشته باشد.

    یکی از سازمان های مهم بین المللی که نقش به سزایی در دهکده ی جهانی همان لغت معروف مارشال مک لوهان دارد، سازمان یونسکو است.

    از اهداف مهم یونسکو حفاظت از صنایع دستی است. نشان عالی یونسکو به منظور حمایت از کارگاه های صنایع دستی کوچک، حمایت از افراد سازنده و خلاق در سطح بازار جهانی، ترغیب نوآوری و آموزش و توسعه ارتباط میان صنایع دستی و جهانگردی به وجود آمد.

    البته لازم است به یکی از آثار منفی جهانی شدن نیز اشاره داشته باشیم. بسیاری از صنایع دستی با معرفی شدن در بازارهای خارجی، توسط کشورهای دیگر با مواد اولیه متفاوت از نمونه ی اصلی و قیمت پایین تر تولید می شود. برای جلوگیری از این عوامل نشان عالی یونسکو به تولیدات صنایع دستی اصیل اعطا می گردد تا صنایع دستی اصل از فرع قابلیت تمایز داشته باشند.

    ما در زیتونت امیدواریم با معرفی بهتر هنرمندان و آثار صنایع دستی گیلان، نقشی هر چند کوچک در بهبود وضعیت اقتصادی آنها داشته باشیم.

    شاید رسیدن به هدفمان خیلی ساده بدست نیاید، اما با تلاش و کوشش زیتونتی ها حتما به این مهم دست خواهیم یافت.

     منبع عکسی که در ابتدای این نوشته ملاحظه می کنید(+)

    نقش صنایع دستی در توسعه فرهنگی
    0 نقش صنایع دستی در توسعه فرهنگی

    بعد از نوشته هایی که به ترتیب در مورد صنایع دستی در زیتونت منتشر شد و شما می توانید از  اینجا آنها را مطالعه نمایید، اکنون با هم می خواهیم مروری کوتاه داشته باشیم بر نقش صنایع دستی در توسعه فرهنگی ای که می تواند در یک کشور داشته باشد.

    انسان پس از دست یافتن به شغل و درآمد مناسب و رفع نیازهای اولیه خود و برخورداری از شرایط اجتماعی مناسب به آرامش می رسد و تازه در این مرحله است که گامی فراتر نهاده و به فکر تولید فرهنگ و هنر و ایجاد تمدن می افتد.

    فرهنگ و توسعه ی فرهنگی مقوله ای است که اگر مورد غفلت واقع شود، زیان های جبران ناپذیری را بر پیکره جوامع وارد خواهد کرد.

    ♦ مفهوم توسعه فرهنگی را شرح می دهیم:

    وقتی در زمینه ی فرهنگ از توسعه صحبت می کنیم در واقع منظورمان ایجاد امکانات مادی و معنوی مناسب برای افراد جامعه به منظور شناخت بهتر جایگاه آنان و رشد و افزایش علم و دانش و معنویت انسان ها و آمادگی برای تحول و پیشرفت و پذیرش اصول کلی توسعه، نظیر قانون پذیری، نظم و انظباط، بهبود روابط اجتماعی و انسانی و همچنین افزایش توانایی های علمی و اخلاقی و معنوی برای همه ی افراد جامعه است.

    لازم است تا در مورد دو لغت توسعه و رشد توضیحی کوتاه از جانب زیتونت داشته باشیم. تفاوت این دو عبارت در کلی بودن است. وقتی صحبت از رشد در جامعه ای میشود، مثلا می شنویم که تولید محصولات کشاورزی در کشور دارای رشد بوده است، یا تولید زیتون و روغن زیتون و همچنین صادرات صنایع دستی به خارج از کشور دارای رشد بوده است. ما زمانی از عبارت توسعه استفاده می کنیم که عناصر بسیاری را در برگرفته باشد. مثلا توسعه اقتصادی شامل رشد اقصادی، افزایش قدرت خرید، کاهش فساد مالی، افزایش عرضه و تقاضا، افزایش صادرات و موارد دیگر را شامل می شود.

    می دانیم که توسعه ی فرهنگی زمانی اتفاق می افتد که با استفاده از ویژگی های بومی و ملی آن جامعه صورت پذیرد.

    ♦ صنایع دستی و حفظ هویت فرهنگی:

    هویت فرهنگی عامل حفظ و بقا جوامع در طول تاریخ بشری است.

    سه پایه اصلی هویت فرهنگی در کشور ما عبارتند از: 1) دین و مذهب و اعتقادات مذهبی 2) میراث سیاسی 3) میراث فرهنگی

    چون ماهیت سایت ما با بخش سوم یعنی میراث فرهنگی همخوانی دارد، صرفا به توضیح مختصری در این مورد بسنده می کنیم و مورد اول و دوم را واگذار می کنیم به دیگر سایت ها تا آن ها را توضیح دهند.

    از جمله جلوه های ویژه میراث فرهنگی هر کشور، صنایع دستی آن است.

    آگر بخواهیم در مورد میراث فرهنگی کشور عزیزمان ایران یک دسته بندی کلی را انجام دهیم به سه سرفصل می رسیم.

    1) ما آیین ها و آداب و رسوم منحصر به فرد داریم. جشن نوروز، سیزده بدر، چهارشنبه سوری، سده و مهرگان از گذشته تا حال به دست ما رسیده است.

    2) کتیبه ها و دست نوشته ها. ما آیین شعرخوانی داریم که از گذشتگان و شعرای بزرگ ایران زمین، خیام و مولوی و حافظ و سعدی به دست ما رسیده است.

    3) محصولات فرهنگی. ما ایرانیان هر کداممان در هر گوشه ی این خاک چیزی را به فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ی خود اضافه کرده ایم. از مردم شمال و جنوب و شرق و غرب این شانس را داشته ایم که هر کس بسته به شرایط و زمان خود ابزارهایی را ارائه کرده است. ابزارهایی که نماد بومی و منطقه ای است و بعنوان صنایع دستی امروز بخشی از هویت فرهنگی ما است.

    همانطور که در نوشته ی قبلی با هم مروری داشتیم بر نقش پراهمیت صنایع دستی بر عدم خروج و مهاجرت روستاییان از روستاها، باید به نکته ی دیگری نیز اشاره کنیم. صنایع دستی به حفظ هویت روستاها کمک می کند و حفظ روستاها به تقویت هویت فرهنگی کشور.

    ◊ حفظ روستاها، به معنی حفظ زبان و گویشی که در جای جای ایران دیده و شنیده می شود.

    ◊ حفظ روستاها، به معنی حفظ آداب و رسوم و آیین ها و اعتقادات مردمانی است که سال ها در آن زندگی کرده اند.

    ◊ حفظ روستاها، بازتاب نگرش و اندیشه ی مردم آن منطقه در تولیدات صنایع دستی آنهاست. به همین دلیل است که کشور ما یکی از برترین کشورها از لحاظ تنوع محصولی در بخش صنایع دستی است که متاسفانه در دهه ی اخیر از این تنوع به شدت کاسته شده است.

    ♦صنایع دستی و مبادلات فرهنگی:

    صنایع-دستی-هدیه-در-مقابل-تکنولوژی

    تکنولوژی هدیه کشورهای پیشرفته به کشورهای در حال توسعه و جهان سومی است. صنایع دستی هدیه کشورهای در حال توسعه به کشورهای پیشرفته.

    هدیه ای که با آن فرهنگ غنی خود را معرفی می کنند و سعی می کنند تا در جامعه ی جهانی جایگاهی برای خود بدست بیاورند.

    ما با ارائه محصولاتمان در بازارهای جهانی سبب جذب جهانگردان به داخل کشور خواهیم شد.

     

    اثرات زیانبار مهاجرت روستاییان به شهرها و نقش صنایع دستی در کاهش این خطرات
    0 اثرات زیانبار مهاجرت روستاییان به شهرها و نقش صنایع دستی در کاهش این خطرات

    یکی از مهمترین دستاوردهایی که صنایع دستی می تواند برای کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، به ارمغان آورد، رشد و توسعه اقتصادی است.

    همانطور که می دانید رشد اقتصادی هدف اول هر کشور در حال توسعه ای است. رشد اقتصادی خود باعث توسعه در زمینه های فرهنگی و اجتماعی می شود.

    ♦ نقش صنایع دستی در اشتغال زایی و رفع معظل بیکاری:

    سال 1396 سالی است که دولت جمهوری اسلامی ایران با معظل ایجاد شغل مواجه است. این چالش تنها مختص سال های اخیر نیست در گذشته نیز شاهد آن بوده ایم، اما اکنون با توجه به عدم رقابت پذیری تولید کنندگان داخلی با محصولات خارجی، نبود سیاست گذاری درست در مورد اهدای وام به بنگاه های اقتصادی، از طرفی تعداد زیاد فارغ التحصیلان دانشگاهی که خواهان فرصت های شغلی هستند، بعلاوه آن می توان عدم سرمایه گذاری خارجی به دلیل نبود شفافیت اقتصادی، باعث شده است تا کشور ما با چالش ایجاد اشتغال برای جوانان روبه رو شود که در این سال به شدت آن افزوده خواهد شد.

    حال صنایع دستی می تواند به ایجاد اشتغال با استفاده از امکانات درونی، سهم بسزایی داشته باشد.

    صنایع دستی در کشور ما ریشه های عمیق دارد، ما در هر گوشه ای ازاین خاک پهناور، هنرهای دستی عجین شده با فرهنگ آن ناحیه را داریم.

    صنایع دستی یک صنعت کاملا بومی است. مواد اولیه آن براحتی در داخل کشور قابل دستیابی است. نیاز به سرمایه گذاری بالایی ندارد و البته دارای ارزش افزوده ی بالایی است.

    همچنین با تکنیک های ساده ای میتوان هنرهای دستی را به دیگران انتقال داد.

    زمانی که طی ملاقات زیتونت با خانم آل بویه در مورد کارکنان گالری آذرچهر صحبت می کردیم، ایشان اشاره داشتند که آموزش هنر سرامیک و سفال به علاقه مندانی ارائه می گردد که فقط به دنبال کسب تجربه نیستند و قرار است تا از هنری که آموخته اند در همان مکان استفاده کرده و ارزش آفرینی کنند.

    در کشور ما، ایران عزیزمان که با تنگناهای سیاسی و تحریم های ظالمانه و غیر انسانی مواجه است، سرمایه گذاری های کلان خارجی به ندرت اتفاق میافتد، حال با وجود فرصت هایی که صنایع دستی می تواند با سرمایه اندک ایجاد کند، بخشی از بار ایجاد اشتغال را از دوش دولتمردان و صنعت گران کشور بر میدارد.

     

    کارگاه های صنایع دستی قابلیت اسقرار در خانه ها و روستا ها را دارد. در روستاهای استان گیلان که عمده ی فعالیت مردمانش کشاورزی و دامداری است، صنایع دستی می تواند بعنوان یک منبع درآمدی مستقل یا جانبی درآید.

    در فاصله ی زمانی کاشت و داشت و برداشت، می تواند درآمد مکملی را برای روستاییان بوجود آورد.

    این امر به رونق کشاورزی و دامداری نیز میانجامد. حتما شده گلایه های کشاورزان را بشنوید. گلایه هایی که از سر ناچاری مجبور شده اند تا محصولات خودشان را با قیمت پایین بفروشند، چرا که به پول آن نیاز داشتند. دولت ها نیز معمولا از سلف خری استفاده می کنند. به کشاورزان می گویند که محصول شما را 8 هزار تومان می خریم، اگر در آینده 5 هزار یا 10 هزار تومان شد، ما همان 8 هزار تومان می خریم. اما این باعث می شود تا کشاورز نتواند همانند دلال ها از نوسانات قیمت بهره ببرد.

     مهاجرت روستاییان و نقش صنایع دستی در کاهش مهاجرت

    تجربه در سال های اخیر نشان داده، فقط وجود مسائل رفاهی مانند آب و برق و گاز و تسهیلات آموزشی و بهداشتی، نمی تواند باعث ماندن روستاییان در روستاها شود. بلکه عامل مهم ماندگاری روستاییان ایجاد شغل و درآمد پایدار است.

     

    تکنولوژی نیز در مهاجرت روستاییان به شهرها بی تاثیر نبوده است. با گسترش ماشین آلات در زمین های کشاورزی، استفاده از نیروی انسانی به کمترین حد خودش رسیده است و همین بیکاری روستاییان را بیشتر از قبل کرده است.

    صنایع دستی می تواند در روستاها ایجاد  اشتغال پایدار و فصلی نماید. همچنین در شهرها ایجاد کارگاه های صنایع دستی می تواند بعنوان منابع درآمدی ارزشمندی برای صاحبان آن کارگاه ها عمل کند.

     

    اگر بخواهیم از نگاه سیستمی به معظلات افزایش بیکاری روستاییان نگاه کنیم، به نتایج بسیار تاسف آوری می رسیم که لازم است تا هرچه سریعتر برای ایجاد اشتغال پایدار روستاییان فکری کرد. زیتونت هم بعنوان یک شرکت نوپای گیلانی هدف اصلی خودش را کمک به توسعه ی اقتصادی استان گیلان وعلی الخصوص مردمان روستا قرار داده است. وقتی ما ریسک خیلی از مسائل را به جان می خریم و برای خانه های روستایی بازاریابی می کنیم، هنرمندان صنایع دستی را معرفی می کنیم و محصولات تولیدی آنها را با کمیسیون بسیار جزئی به فروش می رسانیم، نشان از اهمیت این موضوع برای تمام همکاران ما در زیتونت است.

     

    اما اجازه بدهید تا با برخی از چالش هایی که بیکاری روستاییان می تواند برای کشور به ارمغان آورد آشنا شویم، شاید این نوشته کمک کند تا هرکسی در این کشور به فکر راه چاره ای باشد.

    مهاجرت روستاییان ازنگاه سیستمی و تاثیرات زیانبار اجتماعی

     

    ♦ نداشتن شغل و درآمد پایدار روستاییان باعث موارد زیر خواهد شد:

    ◊ افزایش میزان مهاجرت از روستا ها به شهرها

    ◊ افزایش تعداد شهرهای حاشیه ای در کنار شهرهای بزرگ

    ◊ متروک و خالی ماندن بسیاری از روستاها

    ◊ پایین آمدن کارایی و بهره وری روستاها برای تولید محصولات کشاورزی که همین امر باعث افزایش واردات این قبیل کالاها می شود

    ◊ بودجه ی کشورها به جای صرف هزینه در راه صنعتی شدن، در راه واردات اقلام مورد نیاز مردم می شود

    ◊ تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ و از دست دادن جنبه طبیعی شهرها و مردمانش

    ◊ افزایش سریع اجاره بها و قیمت مسکن بدلیل افزایش تقاضا

    ◊ افزایش آلودگی هوا

    ◊ سروصدا و شلوغی معابر و خیابان ها و از همه مهتر شلوغی کلاس های درس که کیفیت آموزش را به شدت کاهش می دهد

    ◊ عدم داشتن سواد و تخصص روستاییان، آنها را مجبور می کند تا شغل های کاذب بوجود بیاورند که برخی اوقات حتی کودکان را به کار می گمارند و کودکان کار به جای تحصیل، در کوچه ها و خیابان ها سرگردانند و گاهی چند نسل بی سواد را به جامعه تحویل می دهند

    ◊ افزایش تکدی گری، قاچاق، جرم و جنایت، فساد و فحشا از عوامل دیگر مهاجرت روستاییان به شهرهاست.