بسته
(0) کالا
هیچ محصولی در سبد خرید شما وجود ندارد.
دسته بندی محصولات زِیتونِت
    فیلترها
    Preferences
    جستجو
    خبرخوان

    وبلاگ

    فرش ایران و تاریخچه ی فرش (شناخت صنایع دستی ایران)
    0 فرش ایران و تاریخچه ی فرش (شناخت صنایع دستی ایران)

     در زیتونت تا به حال مقالاتی را در مورد صنایع دستی ایران منتشر کرده ایم، در صورتیکه تمایل دارید این مطالب را بخوانید لطفا به اینجا بروید.

    فرش واژه ای عربی است که در لغت به معنی گستردن و گستردنی است. ولی در اصطلاح به زیراندازی گفته می شود که با دست یا با ماشین بافته شده است.

    ♦ بیایید نگاهی بیاندازیم به تاریخچه فرش در ایران:

    ما انسان ها از زمانیکه خودمان را شناختیم نیاز به ابزارها و منسوجاتی داشتیم که ما را در برابر سرما و سختی، محافظت نماید. مالیدن پشم حیوانات اولین اسلوب و روش تهیه زیرانداز بوده است.

    به همین دلیل پشم گوسفندان را پس از چیدن و مخلوط کردن آن با آب، از طریق حرارت دادن و بعد مالیدن و کوفتن به صورت نمد در می آوردند.

    پس از آن به ترتیب به تار و پود الیاف گیاهی و پشمی و کتانی، پنبه ای و ابریشمی روی آوردند. فرش و گلیم که مواد اولیه آن از پشم یا ابریشم است، با روش تنیدن تار و پود انجام می شود.

    گلیم بافته ای است داری و بدون پرز، که آن را مقدمه ای برای بافت فرش می دانند. در فرش بافی علاوه بر تنیدن تار و پود با گره زدن رشته های پرزی که نام «خامه» بر آن گذاشته اند، به دور تار، بافتی محکم تر و کامل تر بوجود می آید.

    کهن ترین فرشی که در دنیا یافت شده، فرشی است به نام پازیریک که قدمت آن به پانصد سال قبل از میلاد می رسد. نقش و نگارهای موجود در این فرش، مشابهت فراوانی با نگاره ها و حجاری های تخت جمشید دارد. این امر به علاوه کشف سایر آثاری که در این محل پیدا شد و نزدیکی ویژگی های آنها به هنر دوره هخامنشی، سبب شده است این فرش را متعلق به دوره هخامنشان بدانند.

    فرش-پازیریک-زیتونت

    گزنفون در گزارش های خود نوشته است که در دوره همخامنشیان شهر کهن ساردیس که آن زمان در تصرف ایرانیان بود، به قالی های خود فخر می کرده است.

    آتنیوس نیز شرحی از نقش و نگارهای زیبای ایرانی که شامل عکس حیوانات و هیکل های مردان قوی ایرانی بود، داده است.

    بافت فرش در طی دوران مختلف همچنان ادامه داشت. در دوران اشکانی به واسطه تجارت ابریشم ایران و چین، ایرانیان بیشتر با ابریشم آشنا شدند و بافت فرشهای ابریشمی طرفداران زیادی پیدا کرد.

     

    در دوره ساسانی هنر و صنایع دستی رشدی چشم گیر داشت. به گواهی تاریخ هنگامی که در سال 628 میلادی امپراتور روم که کاخ خسرو پرویز را تاراج می کرد، در میان بسیاری از پارچه های نفیس و بافته های دستی، قالی های گره باف و فرش های سوزن دوزی شده به دست آورد.

    فرش معروفی که از دوران ساسانی در تاریخ زیاد یاد می شود، فرش بهار خسرو نام دارد. این فرش تالار بام عمومی خسرو پرویز در کاخ تیسفون را مفروش کرده بود.

    ♦ قالی بافی در دوران اسلامی با دو تغییر ساختاری همراه شد.

    اول اینکه به سبب منع شبیه سازی در اسلام، نقوش فرش فاقد تصویر انسان و پیکر موجودات دارای روح گردید.

    دوم اینکه از فرش های زینتی و گوهر نشان اجتناب شد. اگر چه پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد (ص) سادگی را دوست داشت، اما با روی کارآمدن حکومت های اموی و عباسی و شکل گیری کاخ های پرشکوه، دوباره فرش ایرانی جان گرفت.

    تغییرات-ساختار-فرش-دوران-اسلام

    جغرافی نویسان آورده اند که مازندران در سده سوم هجری قمری از مراکز مهم قالی بافی بوده است.

    دوران سلجوقیان احتمالا اولین دوران صادرات فرش ایران به اروپا بوده است. دورانی که ایرانیان با اروپاییان ارتباط برقرار کردند.

    اما پیشرفت فرش ایران با حمله مغول دارای افت شدیدی شد. این افت با به رسمیت شناختن حکومت صفوی از میان رفت و به اعتقاد بسیاری از مورخان دوره صفوی، دوره ی شکوفایی فرش ایرانی است. دورانی که قالی بافی از روستاها و کوچ گردی عشایر به شهرهای بزرگ نیز گسترش یافت.

    بالطبع با آمدن کارگاه های قالی بافی به شهرها، نقش و نگارهای متفاوتی را در فرش ها  شاهد بودیم، چرا که نیاز بود فرش ها با زندگی اشرافی شهرها تناسب داشته باشد.

    فرش ها و قالی های بزرگ در خور کاخ ها و تالارها بافته می شد، و گاه ابریشم و زر و سیم در آنها به کار می رفت.

    در دوران زندیه نیز بافت فرش های زینتی کاهش یافت، اما هرگز بافتن فرش متوقف نشد و فرش بافی در اغلب ایلات و عشایرو روستاهای مملکت دایر بود.

    در ادامه بیشتر با تاریخ فرش ایران، آشنا خواهیم شد. با زیتونت همراه باشید.

     

    معرق کاری را بهتر بشناسیم ( هنر و صنایع دستی معرق)
    0 معرق کاری را بهتر بشناسیم ( هنر و صنایع دستی معرق)

    معرق در معنای کلام « اصولا هر چیز رگه دار را گویند» ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.

    در تعریف دیگری از معرق چوب آورده اند:

    هنر گردآوردن تکه های کوچک رنگین چوب با داشتن طرح از پیش تعیین شده به منظور ایجاد نقش مورد نظر و زیبا جلوه دادن آن طرح با استفاده از رنگ های طبیعی چوب.

    ♦ تاریخ پیدایش معرق کاری:

    تاریخ پیدایش هنر معرق کاری به درستی مشخص نیست. ولی از تطبیق هنرمنبت(معرق کاری) و کاشی کاری میتوان رابطه این دو هنر را دریافت.

    برای آشنایی با ریشه معرق کاری میتوان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد.

    این گنبد نوع بسیار ساده کاشی کاری بدین سبک است. کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداوم آن در عصر صفوی به اوج خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری بوجود آمد.

    در دوران افاغنه و زندیه با افول همراه شد و در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. با سفر هنرمندان به خارج از کشور و دیدن اروپا، گرایش آنان به فرهنگ اروپایی تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقش های کاشی کاری بوجود آمد.

    از آن پس ما شاهد طرح انسان و شکار و اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه بودیم.

    یکی از وجه تشابهات هنر کاشی کاری و معرق کاری روی چوب، شیوه ی عمل آنهاست که در هر دو از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.

    سابقه معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 هجری شمسی بر می گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور گرد هم آمدند و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیان گذاشتند.

    این موسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند مدرسه صنایع قدیمه، هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و اسامی دیگری مطرح بوده است.

    در سال 1360 به استناد موافقیت نامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرجوهای سنتی آغاز به کار کرد و سرانجام در سال 1362 با تاسیس اداره کل آموزش برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغازی نوین برای تداوم این هنر شد که در کنار آن میتوان از نام استاد سید کمال میر طبیبی نام برد که به آموزش منبت و معرق می پرداختند.

    منبت و معرق طی سالیان زیادی که از عمرش گذشته است، مدیون افراد زیادی است که از بین تعداد بیشماری افراد میتوان به نام های پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی، علی و خلیل امامی و احمد رعنا اشاره داشت.

    این هنر در آغاز برای تزیین میز و بوفه و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد. تنها نقش های اسلیمی با پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت.

    چوب آبنوس

    نمونه ای از چوب آبنوس

    چوب درخت توت

    نمونه ای از چوب توت

    چوب درخت گلابی

    نمونه ای از چوب گلابی

    در دوران قدیم شیوه ی اجرای معرق با شیوه ی اجرای امروز بسیار متفاوت بود و به نوعی شیوه ی معرق هندی بود. این شیوه به این صورت بود که هنرمندان صنایع دستی معرق کاری ابتدا بوسیله ی کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها روی شی مورد نظر را مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و اره ای به نام چِکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.

    این شیوه تا آنجا ادامه یافت که بالاخره احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد، و به صورت نیمه برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است.

    شکارگاه اثر-احمدرعنا

    در قسمت دوم این نوشته ضمن آشنایی با ابزارهای معرق کاری، به معرفی شیوه های معرق کاری خواهیم پرداخت، هچنین نگاهی کوتاه به مواد اولیه معرق کاری خواهیم داشت، با زیتونت همراه باشید.

    اگر این مقاله دارای نواقصی است، میتوانید در بخش نظرات سایت آن را با زیتونت و دیگر خوانندگان اینجا مطرح نمایید.

     

    سازمان های مرتبط با صنایع دستی
    0 سازمان های مرتبط با صنایع دستی

    ♦ سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران

    کشور ما از سال ها قبل با تشکیل وزارت فرهنگ و معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه در سال 1286، در حدود 110 سال از اولین وزارت خانه ی مربوط به فرهنگ و هنر این مرز و بوم می گذرد.

    همچنین بعد از تشکیل این وزارت، موزه ملی ایران، تشکیل اداره عتیقات به اقدامات دولت در زمینه میراث فرهنگی نتیجه بخشید.

    وقتی در سال 1343 وزارت فرهنگ و هنر تشکیل شد، مسائل مربوط به میراث فرهنگی به شکل تخصصی تری پیگیری شد.

    بعد از منتزع شدن و ادغام شدن های متوالی که گاهی با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادغام می شد، در سال 1382 جلسه علنی مجلس، به تاریخ 23 دی ماه برگزار شد که طی آن سازمان میراث فرهنگی، ایران گردی و جهانگردی از وزارت ارشاد اسلامی منتزع شد و بعد از ادغام آنها، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با کلیه اختیارات زیر نظر ریاست جمهوری تشکیل شد.

    پس از این سال ها برای حمایت های بیشتر از مقالات و فعالیت های گردشگری، پژوهشگاه هایی در کشور در این زمینه تاسیس شد.

    در سال فروردین ماه 1385 به منظور تقویت و توسعه صنایع دستی کشور و ایجاد هماهنگی با سیاست های توسعه صنعت گردشگری، سازمان صنایع دستی با تمام امکانات، وظایف، اختیارات، مسئولیت های قانونی، دارایی ها، نیروی انسانی، از وزارت صنایع و معادن منتزع و در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ادغام شد.

    در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی دارای شش بخش اصلی است که عبارتند از:

    ♦ حوزه ریاست میراث فرهنگی

    ♦ معاونت میراث فرهنگی

    ♦ معاونت صنایع دستی

    ♦معاونت گردشگری

    ♦معاونت سرمایه گذاری و طرح ها

    ♦معاونت توسعه مدیریت و امور مجلس واستان ها

    ما در اینجا صرفا به معاونت صنایع دستی خواهیم پرداخت چرا که با ماهیت سایت زیتونت همخوانی دارد.

    معاونت صنایع دستی خود دارای دفاتر زیر است:

    دفتر امور بازرگانی

    دفتر خدمات جهت حضور در نمایشگاه داخلی و خارجی

    دفتر آموزش و حمایت از تولید

    دفتر توسعه و ترویج و حمایت از تولید ( به نظر زیتونت این دفتر بسیار نقش مهم و کلیدی در صنایع دستی کشور دارد که اگر به خوبی نقش خود را ایفا نکند، احتمالا باز هم شاهد آن خواهیم بود که تعداد زیادی از رشته های صنایع دستی کم کم از بین خواهند رفت).

    همانطور که در بالا دفاتر مختلف صنایع دستی را ذکر کردیم. اشاره داشتیم که دفتر مربوط به حضور در نمایشگاه های داخلی و خارجی نیز از مهمترین دفاتر صنایع دستی است.

    معمولا بازاریابی یکی از ستون های اصلیش همین روابط عمومی و حامی گری و برگزاری رویدادهای مختلف است. بسیاری از صنایع دستی مان را در معرفی کردن به بازار خارجی ناموفق بوده ایم. شرکت در نمایشگاه های خارجی همانند آنچه در سال 2012 و میلان ایتالیا برگزار شد، یا نمایشگاهی که در بانکوک تایلند برگزار گردید، می تواند نقش بسیار کلیدی در معرفی آثار هنرمندان صنایع دستی ایران زمین داشته باشد.

    یکی از سازمان های مهم بین المللی که نقش به سزایی در دهکده ی جهانی همان لغت معروف مارشال مک لوهان دارد، سازمان یونسکو است.

    از اهداف مهم یونسکو حفاظت از صنایع دستی است. نشان عالی یونسکو به منظور حمایت از کارگاه های صنایع دستی کوچک، حمایت از افراد سازنده و خلاق در سطح بازار جهانی، ترغیب نوآوری و آموزش و توسعه ارتباط میان صنایع دستی و جهانگردی به وجود آمد.

    البته لازم است به یکی از آثار منفی جهانی شدن نیز اشاره داشته باشیم. بسیاری از صنایع دستی با معرفی شدن در بازارهای خارجی، توسط کشورهای دیگر با مواد اولیه متفاوت از نمونه ی اصلی و قیمت پایین تر تولید می شود. برای جلوگیری از این عوامل نشان عالی یونسکو به تولیدات صنایع دستی اصیل اعطا می گردد تا صنایع دستی اصل از فرع قابلیت تمایز داشته باشند.

    ما در زیتونت امیدواریم با معرفی بهتر هنرمندان و آثار صنایع دستی گیلان، نقشی هر چند کوچک در بهبود وضعیت اقتصادی آنها داشته باشیم.

    شاید رسیدن به هدفمان خیلی ساده بدست نیاید، اما با تلاش و کوشش زیتونتی ها حتما به این مهم دست خواهیم یافت.

     منبع عکسی که در ابتدای این نوشته ملاحظه می کنید(+)

    نقش صنایع دستی در توسعه فرهنگی
    0 نقش صنایع دستی در توسعه فرهنگی

    بعد از نوشته هایی که به ترتیب در مورد صنایع دستی در زیتونت منتشر شد و شما می توانید از  اینجا آنها را مطالعه نمایید، اکنون با هم می خواهیم مروری کوتاه داشته باشیم بر نقش صنایع دستی در توسعه فرهنگی ای که می تواند در یک کشور داشته باشد.

    انسان پس از دست یافتن به شغل و درآمد مناسب و رفع نیازهای اولیه خود و برخورداری از شرایط اجتماعی مناسب به آرامش می رسد و تازه در این مرحله است که گامی فراتر نهاده و به فکر تولید فرهنگ و هنر و ایجاد تمدن می افتد.

    فرهنگ و توسعه ی فرهنگی مقوله ای است که اگر مورد غفلت واقع شود، زیان های جبران ناپذیری را بر پیکره جوامع وارد خواهد کرد.

    ♦ مفهوم توسعه فرهنگی را شرح می دهیم:

    وقتی در زمینه ی فرهنگ از توسعه صحبت می کنیم در واقع منظورمان ایجاد امکانات مادی و معنوی مناسب برای افراد جامعه به منظور شناخت بهتر جایگاه آنان و رشد و افزایش علم و دانش و معنویت انسان ها و آمادگی برای تحول و پیشرفت و پذیرش اصول کلی توسعه، نظیر قانون پذیری، نظم و انظباط، بهبود روابط اجتماعی و انسانی و همچنین افزایش توانایی های علمی و اخلاقی و معنوی برای همه ی افراد جامعه است.

    لازم است تا در مورد دو لغت توسعه و رشد توضیحی کوتاه از جانب زیتونت داشته باشیم. تفاوت این دو عبارت در کلی بودن است. وقتی صحبت از رشد در جامعه ای میشود، مثلا می شنویم که تولید محصولات کشاورزی در کشور دارای رشد بوده است، یا تولید زیتون و روغن زیتون و همچنین صادرات صنایع دستی به خارج از کشور دارای رشد بوده است. ما زمانی از عبارت توسعه استفاده می کنیم که عناصر بسیاری را در برگرفته باشد. مثلا توسعه اقتصادی شامل رشد اقصادی، افزایش قدرت خرید، کاهش فساد مالی، افزایش عرضه و تقاضا، افزایش صادرات و موارد دیگر را شامل می شود.

    می دانیم که توسعه ی فرهنگی زمانی اتفاق می افتد که با استفاده از ویژگی های بومی و ملی آن جامعه صورت پذیرد.

    ♦ صنایع دستی و حفظ هویت فرهنگی:

    هویت فرهنگی عامل حفظ و بقا جوامع در طول تاریخ بشری است.

    سه پایه اصلی هویت فرهنگی در کشور ما عبارتند از: 1) دین و مذهب و اعتقادات مذهبی 2) میراث سیاسی 3) میراث فرهنگی

    چون ماهیت سایت ما با بخش سوم یعنی میراث فرهنگی همخوانی دارد، صرفا به توضیح مختصری در این مورد بسنده می کنیم و مورد اول و دوم را واگذار می کنیم به دیگر سایت ها تا آن ها را توضیح دهند.

    از جمله جلوه های ویژه میراث فرهنگی هر کشور، صنایع دستی آن است.

    آگر بخواهیم در مورد میراث فرهنگی کشور عزیزمان ایران یک دسته بندی کلی را انجام دهیم به سه سرفصل می رسیم.

    1) ما آیین ها و آداب و رسوم منحصر به فرد داریم. جشن نوروز، سیزده بدر، چهارشنبه سوری، سده و مهرگان از گذشته تا حال به دست ما رسیده است.

    2) کتیبه ها و دست نوشته ها. ما آیین شعرخوانی داریم که از گذشتگان و شعرای بزرگ ایران زمین، خیام و مولوی و حافظ و سعدی به دست ما رسیده است.

    3) محصولات فرهنگی. ما ایرانیان هر کداممان در هر گوشه ی این خاک چیزی را به فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ی خود اضافه کرده ایم. از مردم شمال و جنوب و شرق و غرب این شانس را داشته ایم که هر کس بسته به شرایط و زمان خود ابزارهایی را ارائه کرده است. ابزارهایی که نماد بومی و منطقه ای است و بعنوان صنایع دستی امروز بخشی از هویت فرهنگی ما است.

    همانطور که در نوشته ی قبلی با هم مروری داشتیم بر نقش پراهمیت صنایع دستی بر عدم خروج و مهاجرت روستاییان از روستاها، باید به نکته ی دیگری نیز اشاره کنیم. صنایع دستی به حفظ هویت روستاها کمک می کند و حفظ روستاها به تقویت هویت فرهنگی کشور.

    ◊ حفظ روستاها، به معنی حفظ زبان و گویشی که در جای جای ایران دیده و شنیده می شود.

    ◊ حفظ روستاها، به معنی حفظ آداب و رسوم و آیین ها و اعتقادات مردمانی است که سال ها در آن زندگی کرده اند.

    ◊ حفظ روستاها، بازتاب نگرش و اندیشه ی مردم آن منطقه در تولیدات صنایع دستی آنهاست. به همین دلیل است که کشور ما یکی از برترین کشورها از لحاظ تنوع محصولی در بخش صنایع دستی است که متاسفانه در دهه ی اخیر از این تنوع به شدت کاسته شده است.

    ♦صنایع دستی و مبادلات فرهنگی:

    صنایع-دستی-هدیه-در-مقابل-تکنولوژی

    تکنولوژی هدیه کشورهای پیشرفته به کشورهای در حال توسعه و جهان سومی است. صنایع دستی هدیه کشورهای در حال توسعه به کشورهای پیشرفته.

    هدیه ای که با آن فرهنگ غنی خود را معرفی می کنند و سعی می کنند تا در جامعه ی جهانی جایگاهی برای خود بدست بیاورند.

    ما با ارائه محصولاتمان در بازارهای جهانی سبب جذب جهانگردان به داخل کشور خواهیم شد.